loading...

روشنک فاضل

بازدید : 107
يکشنبه 29 خرداد 1401 زمان : 12:42

یکی از مهم ترین تصمیمات هر فرد در زندگی ازدواج می باشد، اشتباه در انتخاب می تواند آینده فرد را به طور کامل تحت تاثیر قرار دهد. در این مقاله نشانه های دروغگویی در خواستگاری ذکر شده است که می تواند به زوجین در انتخاب درست و صحیح همسر آینده کمک کند.

شناخت خواستگار

شناخت خواستگار نیاز به دقت زیادی دارد برای این کار می توانید به مشاور ازدواج مراجعه کرده و از نظر تخصصی او کمک بگیرید.

بخاطر داشته باشید که زندگی با فرد دروغگو ممکن نمی باشد بنابراین حتما به علائم زیر توجه کنید. علاوه بر این بخاطر داشته باشید که فردی که بیان می کند همیشه واقعیت را می گوید بیش تر احتمال دارد که دروغ بگوید.

حرف زدن وسواسی

سعی کنید سوالات خود را به اشکال متفاوت مطرح کنید، اگر عصبی یا نگران شد ممکن است دروغ گفته باشد زیرا افراد دروغ گو حافظه کوتاهی دارند و نگران هستند که نتوانند پاسخ یکسانی ارائه دهند. البته این همیشه به این معنی نمی باشد، توجه داشته باشید که جلسه خواستگاری باعث استرس طرفین می شود بنابراین ممکن است با استرس پاسخ دهند یا نگران به نظر برسند.

نشانه های دروغگویی در جلسه خواستگاری

ژست های مخصوص| نحوه پرسیدن سوالات خواستگاری

سرفه کردن مکرر، دزدیدن چشم ها، عقب بردن تنه و تکان دادن بیش از حد پا می تواند نشانه اضطراب فرد باشد، البته باز هم بخاطر داشته باشید که اضطراب او ممکن است مربوط به جلسه خواستگاری باشد.

زبان بدن همیشه می تواند کمک کننده باشد، بسیاری از افراد تصور می کنند که زبان بدن معنی خاصی به دنبال ندارد اما با توجه به جزئیات می توان به بسیاری از نکات پی برد. ناهماهنگی میان زبان با زبان بدن می تواند به شما در تشخیص دروغ کمک کند. به طور مثال اگر جواب مثبت بدهد ولی سر خود را به نشانه نه تکان بدهد یا عقب ببرد یعنی دروغ می گوید یا به حرف خود مطمن نیست.

صدای خیر زیر یا خیلی بم

بسیاری از روانشناسان اعتقاد دارند که صدا می تواند نشان دهد که فرد دروغ می گوید یا خیر. زیرا این مغز ماست که صدا را کنترل و تنظیم می کند بنابراین تن صدا اهمیت زیادی دارد. فرد دروغ گو از آشکار شدن دروغ خود می ترسد بنابراین تن صدای خود را تغییر می دهد.

ارائه جزئیات کم| نحوه پرسیدن سوالات خواستگاری

افراد دروغگو سعی می کنند از ارائه جزئیات خودداری کنند یا به زمان زیادی برای فکر کردن در مورد جزئیات نیاز دارند. بنابراین هنگام پرسش سوالات سعی کنید جزئیات را نیز در نظر بگیرید. اگر سوالات را تنها با یک جمله پاسخ می دهد می توانید با سوالات دیگر جزئیات را مشخص کنید.

هماهنگی با پاسخ های شما

برخی اوقات متوجه می شوید که طرف مقابلتان تمام پاسخ های خود را تغییر می دهد تا با شما هماهنگ شود. البته توجه داشته باشید که این کار ممکن است برای جلب محبت شما بوده و قصد دروغگویی نداشته باشد اما پرسش سوالات متفاوت و جزئی می تواند به شناخت بهتر کمک کند.

دروغ برای بسیاری از افراد یک وسیله است که باعث می شود جذاب تر به نظر رسیده و زندگی خود را پرهیجان تر نشان دهند. در حقیقت دروغ به آن ها هیوتی می دهد که در حقیقت وجود ندارد.

تنفس آن ها تغییر می کند

وقتی دروغ می گوییم بدن ما پاسخ می دهد. ضربان قلب و جریان خون ما تغییر می کند، به این معنی که سنگین تر نفس می کشیم و حتی ممکن است به سرفه افتاده یا احساس کنیم که شروع به قرمز شدن می کنیم.

سعی می کنند بحث را تغییر دهند

افرادی که نمی خواهند واقعیت را در مورد موضوع بیان کنند سعی می کنند بحث را تغییر داده یا از موضوع فرار کنند. اگر حرف های آن ها به چالش کشیده شود بسیار عصبی و پرخاشگر شده و سعی می کنند با پرخاشگری شما را مقصر جلوه دهند.

عزت نفس پایین

افراد دروغگو عزت نفس پایینی داشته و حتی درگیر اضطراب هستند بنابراین از دروغ کمک می گیرند تا ضعف خود را پنهان کرده و شخصیت بزرگی برای خودشان بسازند.

انواع مختلف دروغ| شناخت خواستگار

برای تشخیص دروغ ابتدا باید انواع آن را بدانید، در ادامه بارز ترین انواع دروغ ذکر شده است:

  • ابهامات، اطلاعات غیر مستقیم، مبهم یا متناقض
  • اغراق، دست کم گرفتن یا کم اهمیت جلوه دادن حقیقت
  • پنهان کاری، گفتن تنها بخشی از داستان
  • دروغ‌های عمدی، عمداً داستان جدیدی درست می‌کنند
  • دروغ های بزرگ و پر خطر (خیانت، دزدی و کارهای خطرناک)

8 دلیلی که دروغگویی برای روابط سمی است| مشاوره خواستگاری

1. دروغ اعتماد را از بین می برد

واضح ترین تأثیری که دروغ بر رابطه می گذارد، از بین رفتن اعتماد فرد به دیگران می باشد. دروغ و اعتماد نمی توانند با هم وجود داشته باشند و در نهایت اولی دومی را نابود خواهد کرد.

اعتماد آنقدر برای یک رابطه قوی و موفق ضروری است که وقتی از دست می رود، احتمال فروپاشی رابطه بسیار زیاد می شود.

2. دروغ نشان دهنده عدم احترام است

گفتن حقیقت، صرف نظر از آنچه که هست، احساس احترام را به فرد منتقل می کند و به آن ها ثابت می کند که طرف مقابل شان برای رابطه ارزش زیادی قائل است.

3. دروغ نشان دهنده خودخواهی است

وقتی کسی دروغ می گوید، اساساً منافع شخصی خود را بر منافع دیگران ترجیح می دهد. عدم تمایل آن ها به گفتن حقیقت نشانه دیگری است که نشان می دهد برای آن ارزش زیادی قائل نیستند.

منبع : تمام نشانه های دروغگویی در جلسه خواستگاری

بازدید : 116
دوشنبه 23 خرداد 1401 زمان : 15:05

ماپروتیلین، همه درباره قرص ماپروتیلین

ماپروتیلین را با نام تجاری لودیومیل می شناسند و یکی از داروهای ضد افسردگی است که خاصیت ضد اضطرابی دارد و برای از بین بردن دردهای مزمن عصبی استفاده می شود، این دارو بر روی سیستم اعصاب مرکزی اثر گذاشته و مهارکننده باز جذب سروتونین و نوراپی نفرین می باشد، ماپروتیلین یک داروی خوراکی است که شروع اثر آن ۲ تا ۳ هفته بعد از مصرف می باشد.

در ادامه این مقاله به بررسی عوارض و تداخلات دارویی ماپروتیلین می پردازیم و لازم است بدانید که بهترین راه دارو درمانی در کنار روان درمانی می باشد، در این شرایط مشاوره افسردگی بستری را فراهم می کند تا بدون نگرانی نسبت به عوارض منفی و تداخلات دارویی ضد اضطراب و ضد افسردگی فرد به سازگاری اجتماعی و بهزیستی روانی دست یابد.

مکانیسم اثر ماپروتیلین

لودیومیل یا همان ماپروتیلین جز داروهای ضد افسردگی چهار حلقه ای می باشد که با مهار بازجذب سروتونین و نوراپی نفرین اثرشان را می گذارند و در نتیجه میزان این انتقال دهنده های عصبی در مغز افزایش می یابد، ماپروتیلین تمایل زیادی به گیرنده هیستامینی H1 دارد و به همین دلیل این دارو خواب آور است.

موارد منع مصرف ماپروتیلین

داروی ماپروتیلین برای برخی از افراد استفاده نمی شود که در زیر گروهی از آن ها عبارت اند:

  • کودکان و افراد زیر ۱۸ سال
  • سالخوردگان یا افراد بالای ۶۰ سال و ناتوان
  • افرادی که دارای بیماری صرع هستند و دچار حملات تشنجی می شوند
  • در صورتی که فرد بیمار سابقه انفارکتوس میوکارد داشته باشد.

عوارض جانبی لودیومیل

مصرف لودیومیل با عوارض جانبی همراه می باشد که نمونه هایی از آن ها عبارت اند از:

  • خشکی دهان
  • خواب آلودگی
  • آشفتگی و تحریک پذیری در افراد و بروز رفتار نمایشی
  • تاری دید
  • افزایش فشار داخل چشم
  • یبوست
  • تهوع
  • اشکال در دفع ادرار
  • در بیماران قلبی عروقی باعث افزایش ضربان قلب، سنکوب، آریتمی و تعرق
  • لرزش دست
  • اختلالات رفتاری در کودکان
  • توهم زایی در سالمندان
  • افزایش اشتها
  • تغییر وزن
  • کاهش سدیم خون
  • اختلال در عملکرد کبد

تداخلات دارویی ماپروتیلین

داروی ماپروتیلین با برخی از داروها تداخل دارد و نباید به طور همزمان با ماپروتیلین مصرف شوند که برخی از آن ها عبارت اند از:

  1. مصرف داروهای ضد آریتمی با ماپروتیلین باعث بروز آریتمی می شود.
  2. ریفامپین موجب کاهش اثر لودیومیل می شود.
  3. در صورتی که با داروهای ضد افسردگی مهارکننده مونو آمین اکسیداز استفاده شود باعث تحریک سیستم اعصاب مرکزی و افزایش فشار خون می شود.
  4. بهتر است این دارو در کنار آنتی هیستامین ها و داروهای ضدجنون فنوتیازین مصرف نشود.
  5. هم چنین داروهای ضد بارداری خوراکی اثر ضد افسردگی این دارو را کاهش می دهند و مصرف سالمیتیدین باعث افزایش اثر ضد افسردگی لودیومیل می شوند.
  6. ماپروتیلین اثر شل کننده عضلانی با کلوفن را افزایش می دهد.
  7. در صورتی که از داروهای ضد اضطراب استفاده می کنید حتما موضوع را با پزشک تان در میان بگذارید، در برخی از اوقات داروهای ضد اضطراب با داروهای ضد افسردگی تداخل ایجاد می کنند.

منبع : ماپروتیلین قرص ضد افسردگی

بازدید : 53
دوشنبه 23 خرداد 1401 زمان : 14:43

ژنوفوبیا ( genophobia) که با نام کویتوفوبیا نیز شناخته می شود، ترس از رابطه جنسی می باشد. افراد مبتلا به این ترس ممکن است از تمام اعمال جنسی یا فقط از خود آمیزش بترسند.

فوبیا رابطه می تواند با اروتوفوبیا اشتباه گرفته شود، اما این دو شرایط در واقع متفاوت هستند. ژنوفوبیا به طور خاص ترس از عمل جنسی را توصیف می کند، در حالی که اروتوفوبیا به طور کلی هر ترس مرتبط با تمایلات جنسی می باشد.

علائم جسمانی فوبیا رابطه ی جنسی

  • سرگیجه
  • تعریق
  • احساس خفگی
  • تپش قلب
  • گرفتگی قفسه سینه
  • گرگرفتگی
  • خشکی دهان
  • اسهال
  • بی حسی
  • نگرانی شدید
  • لرزش
  • اجتناب از حضور در کنار دیگران
  • درد بسیار
  • تنگی نفس
  • پنیک اتک

علت ترس از دخول و رابطه

مانند همه فوبیاها، ترس از رابطه جنسی به احتمال زیاد پس از ضربه شدید ایجاد می شود. تجاوز جنسی و آزار و اذیت شایع ترین محرک های ژنوفوبیا هستند، اما تربیت فرهنگی نیز ممکن است خطر این ترس را افزایش دهد. رابطه هراسی گاهی با ناامنی ها یا مسائل مربوط به تصویر بدن و همچنین نگرانی های پزشکی مرتبط می باشد. علاوه بر این، فوبیا رابطه گاهی مستقل از هر علت قابل شناسایی رخ می دهد.

ژنوفوبیا یا ترس از رابطه جنسی| از تشخیص تا درمان

سندرم ترومای تجاوز جنسی

تجاوز جنسی شامل آسیب شدید به جسم و روان قربانی است. تجاوز جنسی، تقریباً همه افراد را تحت یک واکنش روانی شدید قرار می دهد. اگرچه همه به یک شکل نسبت به تجاوز واکنش نشان نمی دهند اما اکثر مردم یک مسیر سه مرحله ای را دنبال می کنند.

مشابه اختلال استرس پس از سانحه، سندرم ترومای تجاوز جنسی به طور چشمگیری خطر ابتلا به اختلالات روانی مرتبط را افزایش می دهد.

فوبیا اغلب در مرحله سازماندهی مجدد رخ می دهد، زیرا بازماندگان سعی می کنند زندگی خود را بازسازی کنند. روند درمان سندرم ترومای تجاوز جنسی به شدت شخصی است و ممکن است از ماه ها تا سال ها طول بکشد تا به طور کامل برطرف شود.

ترس های فرهنگی

بسیاری از عقاید قومی و فرهنگی ممکن است رابطه جنسی را بد و ناپسند جلوه دهند اما این امر باعث ایجاد فوبیا نمی شود. با در حقیقت فوبیا می تواند زمانی ایجاد شود که احساسات افراد یک مجموعه به یک باور و عقیده تبدیل شود. احساس گناه طولانی مدت، شک به خود یا ترس از آسیب رساندن به سنت ها ممکن است خطر ابتلا به فوبیا را افزایش دهد.

اضطراب عملکرد در فوبیا دخول

بسیاری از مردم، به ویژه آن هایی که تجربه جنسی کمتری دارند، می ترسند که نتوانند شریک زندگی خود را راضی کنند. اگرچه این ترس ها عموماً خفیف و محدود هستند، اما می توانند شدیدتر نیز باشند. در برخی موارد، اضطراب عملکرد ممکن است به ترس از رابطه جنسی تبدیل شود.

ترس از بیماری

رابطه جنسی خطر ابتلا به بیماری های متعددی از جمله HIV را به همراه دارد. اکثر افراد با استفاده از اقدامات احتیاطی مانند کاندوم، تک همسری، و آزمایش STD می توانند با موفقیت این خطر را متعادل کنند تا خطر را به سطح قابل قبولی برای شخصی کاهش دهند.

نگرانی های پزشکی

ترس هایی که از نگرانی های پزشکی ناشی می شوند، هرگز فوبیا تلقی نمی شوند، تا زمانی که سطح متناسبی با موقعیت باشد. شرایط پزشکی متعدد، از اختلال نعوظ گرفته تا برخی اختلالات قلبی، فعالیت جنسی را دشوار، غیرممکن و یا حتی خطرناک می کند. احتیاط و حتی ترس در این شرایط می تواند به جا و درست باشد.

با این وجود، برخی از افراد ترس هایی ایجاد می کنند که بسیار نامتناسب با سطح خطر است. به عنوان مثال، اگر پزشک شما را مجاز به بازگشت به فعالیت های عادی پس از حمله قلبی کرده باشد، طبیعی است که قبل از اولین تجربه جنسی، کمی احساس ترس کنید. تصمیم به چشم پوشی از فعالیت جنسی به طور کلی یک واکنش نامناسب می باشد و به درمان مشکل شما کمک نمی کند.

همیشه توصیه های پزشک خود را در هنگام مقابله با هر بیماری پزشکی دنبال کنید و برای هر گونه ترسی که به طور غیرمعمول شدید یا طولانی مدت به نظر می رسد، کمک بگیرید.

انواع ترس مرتبط با رابطه جنسی

اریتروفوبیا (Erotophobia): به طور کلی می توان هر فوبیایی در مورد رابطه جنسی است را شامل می شود و می توان آن را اصطلاحی کلی دانست.

کویتوفوبیا (Coitophobia) کویتوفوبیا که به ژنوفوبیا هم شناخته می شود ترس از داشتن رابطه جنسی می باشد..

ترس از صمیمیت. ترس از صمیمیت ربطی به رابطه جنسی ندارد و فرد مبتلا به آن از نزدیک شدن و برقراری رابطه صمیمانه و عاشقانه با دیگران ترس یا حتی وحشت دارد.

هافوبیا. ترس از لمس شدن می تواند باعث ایجاد فوبیا جنسی شود، بسیاری از این افراد حتی از لمس های کوتاه نیز وحشت دارند.

ترس از برهنگی (Nudophobia ). افراد درگیر این فوبیا ممکن است از برهنه بودن خود یا دیگران خجالت بکشند و به دلیل همین مسئله از درآوردن لباس خود اجتناب کرده یا از همسر خود بخواهند لباس خود را در نیاورد.

فلیماتوفوبیا ( Philematophobia). ترس از بوسیدن ممکن است دایل ریشه ای یا دلایل بهداشتی مانند بو دادن دهن یا وسواس ناشی از بهداشت دهانی طرف مقابل باشد.

توکوفوبیا. ترس شدید از بارداری و زایمان در زنان می باشد. این افراد به شدت از زایمان کردن و فرزند آوری وحشت دارند.

فوبیای دخول یا ترس از دخول

از اختلال نعوظ تا برخی اختلالات قلبی فعالیت جنسی را دشوار، غیرممکن یا حتی به طور بالقوه خطرناک می کند. احتیاط و حتی ترس ممکن است در این شرایط احتیاط باشد. اگر پزشک شما را مرخص كرده است كه پس از حمله قلبی به فعالیت های عادی خود برگردید، طبیعی است كه قبل از اولین تجربه جنسی پس از حمله، احساس لرز داشته باشید. تصمیم کلی برای کنار گذاشتن فعالیت جنسی یک واکنش نامتناسب در آن شرایط است.

درمان ترس از دخول نی نی سایت

ترس از دخول اغلب توسط درمانگران جنسی درمان می شود، که متخصصان سلامت روان با آموزش های پیشرفته و گواهینامه در زمینه مسائل جنسی هستند.

مبارزه با ترس از رابطه جنسی هرگز آسان نیست. بسیاری از مردم احساس شرم یا خجالت می کنند و تمایلی به اشتراک گذاری چنین فوبیای عمیقا شخصی ندارند. با این حال، درمان به طور کلی موفقیت‌آمیز است و پاداش‌ آن ارزش فرآیند دشوار و اغلب از نظر احساسی دردناک را دارد.

درمان ترس از رابطه زناشویی

رابطه جنسی جنبه مهمی از وضعیت انسان است و ژن هراسی می تواند تأثیرات مخربی بر کسانی که آن را تجربه می کنند داشته باشد. برخی از افراد زندگی غیرجنسی را انتخاب می‌کنند و معنا و رضایتی را خارج از تجربه جنسی پیدا می‌کنند. با این حال، کسانی که از روی ترس رابطه جنسی را کنار می گذارند، اغلب احساس خوبی را کنار همسر خود تجربه نمی کنند.

همان طور که بیان شد ترس از رابطه جنسی همچنین می تواند روابط عاشقانه را ویران کند، به خصوص اگر میزان علاقه همسرتان به رابطه جنسی با شما متفاوت باشد. اگر احساس می کنید از ترس از رابطه جنسی رنج می برید، صحبت با یک درمانگر مورد اعتماد می تواند مفید باشد.

منبع : ژنوفوبیا یا ترس از رابطه جنسی| از تشخیص تا درمان

بازدید : 104
سه شنبه 17 خرداد 1401 زمان : 14:14

بر اساس مطالعات روانشناس تلفنی چگونه عزت نفس خود را افزایش دهیم ؟

بر اساس نظر روانشناسان و مشاوران دوران کودکی بسیار مهم است و شخصیت طرف در آن زمان شکل می گیرد مثلا افرادی که مورد سوء استفاده هیجانی، بی توجهی و یا رها شدگی قرار گرفته اند یا ممکن است مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته باشند، عزت نفس آن ها کاهش یافته و عزت نفس خود را از دست می دهند.

داشتن عزت نفس بسیار مهم می باشد و در چند سال اخیر بسیار در مورد عزت نفس مطالب دیده و شنیده ایم اما آن را جدی نگرفته ایم و اتفاقاتی که در کودکی و بزرگسالی پیش آمده باعث شده تا عزت نفس ما کاهش یابد اما ما باید تلاش کنیم برای بالا بردن عزت نفس از آن استفاده کنیم.

برای آرامش روانی داشتن عزت نفس بسیار مهم است پس باید سعی کنیم آن را تقویت کنیم.

عزت نفس بر روی جنبه های زندگی فرد اثر می گذارد و تاثیرات مثبتی دارد که در زیر نمونه های از آن را بیان می کنیم.

  • تغییر نگرش مان نسبت به خود و دیگران
  • نگرش دیگران نسبت به ما
  • انتخاب هایمان در زندگی
  • توانایی مان در نثار عشق و دریافت آن
  • توانایی و تمایل ما برای تغییر چیزهایی که دوست داریم

بر اساس مطالعات روانشناس تلفنی چگونه عزت نفس خود را افزایش دهیم ؟

عزت نفس چیست ؟

عزت نفس یک نوع احساس است که در مورد خودمان داریم و قضاوت کلی می باشد که درباره خودمان انجام می دهیم.

هنگامی که عزت نفس خوب و بالایی داشته باشیم در این صورت خودمان را همان طور که هستیم می پذیریم با همان صفات بد و خوبی که داریم، و شخصیت خودمان را دوست داریم و تایید می کنیم.

با عزت نفس بالا به خودمان احترام می گذاریم، به شخصیت خود توجه کرده و به آن عشق می ورزیم و در این صورت به ما حس ارزشمند بودن و مفید بودن دست می دهد.

افرادی که در کودکی مورد سوء استفاده قرار گرفته اند و از کودکی خود خاطره های بدی دارند از عزت نفس پایینی برخوردار هستند آن ها خودشان را دوست ندارند و به خود توجه نمی کنند و اصلا به خودشان احترام نمی گذارند، آن ها نمی توانند باور کنند که کسی آن ها را واقعا دوست دارد و یا به آن ها توجه می کند و احترام می گذارد.

بر اساس گفته روانشناسان آن ها خودشان را لایق عشق و احترام نمی دانند و همچنین نمی خواهند که مورد توجه و رفتارهای محبت آمیز قرار بگیرند و اگر کسی آن ها را دوست داشته باشد و به آن ها احترام بگذارد و محبت کند آن ها احساس خشم و ناراحتی می کنند و از آن فرد دوری می کنند.

آن ها ممکن است به سمت کسی کشیده شوند که به آن ها فخر می فروشد و نسبت به فرد بی تفاوت و بی رحم عکس العمل نشان می دهد آن ها بیشتر به این مدل رفتار عادت دارند و خود را سزاوار این نوع برخورد می دانند.

بسیاری از افراد ستند که قصد دارند از طرف مقابلشان سوء استفاده کنند به همین دلیل در ابتدا جذب کسی می شوند که به آنها احترام می گذارد و با محبت و مهربانی صحبت می کند اما هنگامی که او را به دست آورند و مالک آن شخص شدند از او متنفر می شوند.

زیرا آن ها به طور نا خود آگاه متعقد هستند که هر کس در کنار آن ها می خواهد باشد باید ایراد مهمی داشته باشد و به همین دلیل نباید مورد احترام قرار بگیرد چون سزاوار آن نمی باشد.

همچنین چون در کودکی به آن ها توجه نشده و مورد محبت و عشق قرار نگرفته اند نمی توانند علاقه عاشقانه ای را دریافت کنند و این دریافت علاقه برای آن ها دردناک خواهد بود.

بر اساس مطالعات روانشناس تلفنی چگونه عزت نفس خود را افزایش دهیم ؟

بر اساس نظر روانشناسان و مشاوران برای این که زن و مرد عزت نفس خود را افزایش دهند راهکارهایی وجود دارد که برای آن ها بسیار سودمند می باشد در زیر نمونه هایی از آن را ذکر می کنیم.

  1. نباید از خودتان انتقاد کنید و هنگامی که خود را مورد انتقاد قرار می دهید باید توجه داشته باشید که میزان انتقاد شما چقدر می باشد زیرا زمانی که خود را مورد انتقاد قرار می دهید در واقع با خودتان همان گونه ای برخورد می کنید که والدین تان با شما برخورد می کرده اند.

در هنگام انتقاد کردن در شرایطی بدی خودتان را قرار می دهید و به عزت نفس شما صدمه وارد می شود شما باید به حرف هایی که به خودتان می زنید توجه کنید و ببنید در گفت و گوی درونی شما چی می گذرد تا بتوانید آن را کنترل کنید.

اگر فکرهای انتقادانه و یا افکار منفی زیادی از ذهنتان گذشت باید سعی کنید جلوی آن را بگیرید و با آن ها مقابله کنید و افکار مثبت را جایگزین این افکار کنید.

شما باید سعی کنید به جای افکار منفی و انتقاد آمیز از جملات مثبت و امید بخش و با انگیزه استفاده کنید و سعی کنید عبارت های تشویق کننده و زیبا و پرمحتوا استفاده کنید.

  1. باید فکر و تمرکز خود را از اشتباهاتتان دور کنید و ویژگی های مثبت را در نظر بگیرید و به آن ها توجه کنید انتقاد از خود می تواند آسیب های بسیاری برای شما وارد کند و هنگامی که خودتان را مورد تشویق و تحسین قرار ندهید میزان عزت نفس به شدت بیشتری در شما کاهش می یابد.

کاهش اعتماد به نفس به دوران کودکی شما هم مربوط می شود ممکن در آن زمان زیاد مورد انتقاد قرار می گرفته اید و شما رو مورد تعریف و تمجید قرار نمی داده اند و بر روی روحیه شما اثرات منفی گذاشته است و این در مورد بزرگسالی شما نیز صدق می کند.

شما باید تلاش کنید تا تغییراتی در این وضعیت به وجود آورید و با استفاده از صحبت کردن، شیوه های درست و اطمینان بخش، با تایید کردن و تشویق کردن و محبت کردن این وضعیت را معکوس کنید.

شما باید با استفاده از نکات مثبت به انتقاد خود پایان دهید و از تعریف و تحسین استفاده کنید تا حالت متعادل را برای خود ایجاد کنید.

منبع : بر اساس مطالعات روانشناس تلفنی چگونه عزت نفس خود را افزایش دهیم ؟

بازدید : 80
سه شنبه 10 خرداد 1401 زمان : 18:23

بهبودی از تجاوز و آزار جنسی

بهبودی پس از تجاوز جنسی زمان بر است و روند آن دردناک است. اما شما می توانید حس کنترل خود را دوباره به دست آورید، ارزش خود را بازیابی کنید، و یاد بگیرید که خود را درمان کنید.

عواقب تجاوز و آزار جنسی

خشونت جنسی به طرز تکان دهنده ای رایج است. بر اساس گزارش مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری (CDC)، تقریباً از هر ۵ زن در ایالات متحده، ۱ نفر در مقطعی از زندگی خود مورد تجاوز جنسی یا تجاوز جنسی قرار می گیرد و اغلب توسط فردی رخ می دهد که می شناسد و به او اعتماد دارد.

در برخی از کشورهای آسیایی، آفریقایی و خاورمیانه، این رقم حتی بالاتر است. از طرفی تجاوز جنسی به زنان محدود نمی شود. سالانه بسیاری از مردان و پسران قربانی تجاوز و آسیب های جنسی می‌شوند.

صرف نظر از سن یا جنسیت، تأثیر خشونت جنسی بسیار فراتر از همۀ آسیب های فیزیکی است. آسیب ناشی از تجاوز جنسی شخصیت فرد را خرد می‌کند و باعث می شود احساس ترس، شرم و تنهایی پیدا کند یا در کابوس ها، فلاش بک ها و دیگر خاطرات ناخوشایند غرق شود.

دنیا دیگر برای این افراد جای امنی نیست، دیگر به دیگران اعتماد ندارند، حتی گاهی به خودشان هم اعتماد ندارند، خودشان را قضاوت می‌کنند و ارزش خود و حتی عقلشان را زیر سوال می‌برند.

در این شرایط ممکن است خودتان را به خاطر اتفاقی که افتاده سرزنش کنید یا فکر کنید که دیگر مانند قبل نیستید و اهمیت خود را از دست داده اید و ممکن است به PTSD ، اضطراب و افسردگی مبتلا شوید.

باید به یاد داشته باشید که آنچه تجربه می کنید یک واکنش طبیعی به حادثه ای است که تجربه کرده اید. احساس درماندگی، شرم، نقص و سرزنش علائم شما هستند، نه واقعیت. هر قدر هم که دشوار به نظر برسد،

با برخی از نکات و تکنیک ها، می توانید با اتفاقی که افتاده کنار بیایید، احساس امنیت و اعتماد خود را دوباره به دست آورید و یاد بگیرید که چگونه بهبود یابید و به زندگی خود ادامه دهید.

باورهای غلط و حقایق در مورد تجاوز جنسی

آگاهی به باورهای غلط و مضر دربارۀ قربانیان خشونت جنسی می تواند به شما در شروع روند درمان کمک کند.

باورهای غلط و حقایق در مورد تجاوز جنسی

باور غلط:

شما می توانید یک متجاوز را از روی ظاهر یا رفتار او تشخیص دهید.

واقعیت:

هیچ راه مطمئنی برای شناسایی متجاوز وجود ندارد. بسیاری از آن ها کاملاً عادی، دوستانه، جذاب و غیر تهدید کننده به نظر می رسند.

باور غلط:

شما زیاد هم بدتان نیامده وگرنه مقابله می‌کردید.

واقعیت:

شوکه و منجمد شدن در هنگام تجاوز جنسی، بسیار رایج است. مغز و بدن شما شوکه و خاموش می شود و هر گونه حرکت، صحبت یا حتی فکر کردن را دشوار می کند.

باور غلط:

قربانیانی که مورد تجاوز قرار می‌گیرند با نوع لباس پوشیدن یا رفتارشان به دیگران سیگنال می‌دهند که دنبال رابطه هستند.

واقعیت:

تجاوز جنسی جرم فرصت طلبان است. مطالعات نشان می‌دهد که متجاوزان قربانیان را بر اساس آسیب‌پذیری‌شان انتخاب می‌کنند، نه بر اساس جذابیت ظاهری یا خودنمایی آن ها.

باور غلط:

تجاوز جنسی اغلب یک سوء تفاهم است.

واقعیت:

متجاوزان اغلب با ادعای این که حمله یک اشتباه حاصل از مستی یا سوء ارتباط بوده از خود دفاع می کنند. اما تحقیقات نشان می دهد که اکثر قریب به اتفاق متجاوزان، در این جرم سابقه دارند و بارها آن را تکرار کرده اند. این مردان افراد آسیب پذیر را هدف قرار می دهند و اغلب از الکل استفاده می کنند تا به آن ها تجاوز کنند.

باور غلط:

اگر قبلاً با آن شخص رابطه جنسی داشته اید، تجاوز جنسی نیست.

واقعیت:

فقط به این دلیل که قبلاً به رابطه جنسی با کسی رضایت داده اید، او مالکیت دائمی بر بدن شما ندارد. اگر همسر، دوست پسر یا معشوق، شما را بر خلاف میلتان مجبور به رابطۀ جنسی کند، تجاوز است.

مرحله ۱: بهبودی از تجاوز یا آسیب جنسی

در مورد آنچه برای شما اتفاق افتاده است صحبت کنید

اعتراف به اینکه مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اید فوق العاده دشوار است. باعث می‌شود که دیگران به شما انگ بزنند یا احساس کنید ناپاک یا ضعیف هستید، همچنین ممکن است از واکنش دیگران بترسید.

آیا آن ها شما را قضاوت خواهند کرد؟ جور دیگری به شما نگاه می‌کنند؟ از این رو شاید ترجیح دهید که موضوع را کم اهمیت جلوه دهید یا آنچه را اتفاق افتاده مخفی کنید. اما اگر حرف نزنید، از کمک به خود باز می‌مانید و قربانی بودن خود را تقویت می کنید.

با کسی که به او اعتماد دارید ارتباط برقرار کنید.

معمولاً گمان می‌برید که اگر در مورد تجاوز جنسی خود صحبت نکنید، واقعیت آن اتفاق از بین می‌رود. اما وقتی از حقیقت دوری کنید نمی توانید درمان شوید و پنهان کردن فقط به احساس شرم می افزاید. هر چقدر هم که بازگو کردن ترسناک باشد، شما را رها می کند.

با این حال، مهم است که افرادی را که به آن ها می گویید، با دقت انتخاب کنید. بهترین گزینه کسی است که حامی، همدل و صبور باشد. اگر کسی را ندارید که به او اعتماد کنید، با یک درمانگر صحبت کنید یا با شماره‌های مشاوره تلفنی تماس بگیرید و به صورت ناشناس موضوع را عنوان کنید.

احساس درماندگی و انزوای خود را به چالش بکشید.

تجاوز باعث می شود شما احساس ناتوانی و آسیب پذیری کنید. باید به خود یادآوری کنید که نقاط قوت و مهارت های مقابله ای می تواند شما را در زمان های سخت کمک کند.

یکی از بهترین راه‌ها برای بازیابی حس قدرت، کمک به دیگران است: خدمات داوطلبانه انجام دهید، خون اهدا کنید، به دوست نیازمندتان یا خیریه مورد علاقۀ خود کمک کنید.

پیوستن به گروه حمایتی بازماندگان تجاوز یا سوء استفاده جنسی

گروه های حمایتی می توانند به شما کمک کنند که کمتر احساس تنهایی و انزوا کنید. آن ها همچنین اطلاعات ارزشمندی در مورد نحوه مقابله با علائم و تلاش برای بهبودی ارائه می دهند. اگر نمی توانید یک گروه پشتیبانی در منطقه خود پیدا کنید، به دنبال گروه آنلاین باشید.

مرحله ۲:با احساس گناه و شرم کنار بیایید

حتی اگر از نگاه عقلانی مطمئن باشید که مقصر تجاوز یا حملۀ جنسی نیستید، ممکن است همچنان با احساس گناه یا شرم دست و پنجه نرم کنید. این احساسات می توانند بلافاصله پس از حمله یا سال ها بعد ایجاد شوند. اما با اذعان به حقیقت آنچه اتفاق افتاده است، پذیرفتن کامل اینکه مسئولیتی بر عهده شما نیست آسان تر خواهد بود.

بعد اتفاق، خیلی راحت می توان فکر کرد که چه کاری می‌توانستید انجام دهید که نکردید یا چه کارهایی که نباید انجام می‌دادید را انجام دادید، اما وقتی در وسط حمله قرار می گیرید، مغز و بدن شما در شوک قرار می گیرد نمی توانید واضح فکر کنید.

بسیاری از افراد می گویند که در لحظه تجاوز احساس «یخ زدگی» پیدا کرده اند. خودتان را به خاطر این واکنش طبیعی قضاوت نکنید. شما در شرایط سخت بهترین کار را انجام دادید: اگر می توانستی جلوی حمله را بگیری، این کار را می کردی.

بهبودی از تجاوز و آزار جنسی

به کسی که «نباید» اعتماد کردی

یکی از سخت‌ترین کارها برای تحلیل واقعۀ تجاوز این است که چرا به آن فرد اعتماد کرده بودید. طبیعی است که شروع به زیر سوال بردن خود کنید و به این فکر کنید که چرا متوجه علائم هشدار دهنده نشدید. در این مواقع فقط به یاد داشته باشید که متجاوز تنها مقصرِ اتفاق است.

خودتان را به خاطر این که فکر کردید متهاجم یک انسان شایسته است، سرزنش نکنید. کسی که باید احساس گناه و شرم کند متجاوز است، نه شما.

مست بودی یا به اندازه کافی محتاط نبودی

صرف نظر از شرایط، تنها کسی که مسئولیت حمله را بر عهده دارد، عامل آن است. شما آن را نخواستید و سزاوار اتفاقی که برایت افتاده نبوده اید. مسئولیت را در جای درست آن قرار دهید، یعنی بر دوش متجاوز.

مرحله ۳:برای خاطرات ناراحت کننده آماده شوید

هنگامی که شما از موضوع استرس زا عبور می کنید، بدن شما به طور موقت به حالت «جنگ یا گریز» یا هوشیاری زیاد می رود. وقتی تهدید از بین رفت، بدن شما آرام می شود. اما تجربیات آسیب زا مانند تجاوز جنسی باعث می شود سیستم عصبی شما در حالت هوشیاری بالا «قفل» شود،

در این حالت به کوچکترین محرک ها حساس می شوید. این موضوع برای بسیاری از بازماندگان تجاوز جنسی پیش می آید.

کابوس ها و یادآوری های ناگهانی در چند ماه اول پس از حمله بین قربانیان تجاوز بسیار شایع است، اگر سیستم عصبی شما در درازمدت «قفل» باقی بماند، دچار اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) می شوید.

برای کاهش استرس ناشی از خاطرات ناراحت کننده:

سعی کنید محرک ها را پیش بینی کنید و برای آن آماده شوید.

محرک های رایج شامل سالگردهای اتفاق، افراد یا مکان های مرتبط با تجاوز جنسی و برخی از مناظر، صداها یا بوهاست. اگر از محرک هایی که ممکن است باعث واکنش ناراحت کننده شوند آگاه باشید، در موقعیت بهتری برای درک آنچه اتفاق می افتد خواهید بود و اقداماتی برای آرام شدن انجام می دهید.

به سیگنال های خطر بدن خود توجه کنید.

زمانی که احساس استرس و ناامنی می کنید، بدن و احساسات شما سرنخ هایی به شما می دهد. این سرنخ ها شامل احساس تنش، حبس نفس، افکار شتابناک، تنگی نفس، گرگرفتگی، سرگیجه و حالت تهوع می باشد.

برای آرام کردن خود اقدامات فوری انجام دهید.

هنگامی که متوجه هر یک از علائم بالا شدید، مهم است که به سرعت اقدام کنید و تا قبل از اینکه از کنترل خارج شوید، خود را آرام کنید. یکی از سریع‌ترین و مؤثرترین راه‌ها برای فرونشاندن اضطراب و کاهش وحشت، کاهش سرعت تنفس است.

با این تمرین تنفسی ساده وحشت خود را کاهش دهید

با پشت صاف در حالت راحت بنشینید یا بایستید. یک دست را روی سینه و دست دیگر را روی شکم خود قرار دهید.

آهسته از طریق بینی خود نفس بکشید و تا چهار شماره آن را نگه دارید. دست روی شکم شما باید بالا بیاید. دست روی سینه شما باید حرکت اندکی کند.

با هشت شماره بازدم را از دهان خود خارج کنید. عضلات شکم خود را منقبض کنید و تا جایی که می توانید هوا را خارج کنید.

دست روی شکم شما باید هنگام بازدم به سمت داخل حرکت کند، اما دست دیگر شما باید حرکت اندکی کند.

دوباره نفس بکشید، چرخه را تکرار کنید و این کار را ادامه دهید تا زمانی که احساس آرامش و تمرکز داشته باشید

.

نکاتی برای مقابله با خاطرات

همیشه نمی توان از خاطرات جلوگیری کرد. اما اگر متوجه شدید که ارتباط خود را با زمان حال از دست داده اید و احساس کردید که تجاوز جنسی دوباره تکرار می شود، اقداماتی وجود دارد که می توانید انجام دهید.

بپذیرید و به خود اطمینان دهید که این یک خاطره است، نه واقعیت.

با خودتان تکرار کنید رویداد آسیب زا تمام شده و تو نجات پیدا کردی. در این لحظات مرور سناریوی سادۀ ماجرا می تواند کمک کند: «من احساس [هراس، ترس، غرق شدن، و غیره] دارم، زیرا دارم آزار /تجاوز جنسی را به یاد می آورم، اما وقتی به اطراف نگاه می کنم می بینم که تجاوز در حال حاضر اتفاق نمی افتد و من واقعاً در خطر نیستم.»

خود را به زمان حال بیاورید

تکنیک های زمینه سازی می تواند به شما کمک کند توجه خود را از خاطرات دور کرده و به محیط فعلی خود برگردید. برای مثال، سعی کنید به بازوهای خود ضربه بزنید،

چیزی را لمس کنید یا محیط واقعی خود و آنچه را که هنگام نگاه کردن به اطراف می بینید توصیف کنید: مکانی را که در آن هستید، تاریخِ روز و سه چیز را که هنگام نگاه کردن به اطراف می بینید نام ببرید.

مرحله ۴: دوباره به بدن و احساسات خود متصل شوید

از آنجایی که سیستم عصبی شما پس از تجاوز در یک حالت حساس قرار می‌گیرد، سعی می‌کنید از هرگونه ارتباط با حادثه اجتناب کنید. اما شما نمی توانید به طور گزینشی احساسات خود را غیرفعال کنید.

وقتی احساسات ناخوشایند را خاموش می کنید، خودآگاهی و ظرفیت شادی خود را نیز خاموش می کنید. در نتیجه شما هم با عواطف و هم جسمتان قطع ارتباط می‌کنید. به عبارت دیگر زنده اید اما زندگی نمی‌کنید.

نشانه هایی که از آن ها دوری می کنید و به روش های غیر ناسالمی بی حس می شوید:

  • احساس بی‌حسی فیزیکی کرده و مانند گذشته بدن خود را احساس نمی کنید (حتی در تشخیص بین لذت و درد مشکل دارید).
  • احساس جدایی از بدن یا محیط اطراف خود ( احساس می‌کنید به جای بودن در بدن خود یا محیط، فقط مراقب بدن خود یا موقعیتی هستید که در آن قرار دارید).
  • مشکل در تمرکز و به خاطر سپردن چیزها
  • استفاده از محرک ها، انجام فعالیت های پرخطر یا ایجاد درد فیزیکی برای احساس سرزندگی و مقابله با احساس پوچی درونی.
  • مصرف اجباری مواد مخدر یا الکل.
  • فرار از طریق خیال پردازی، رویاپردازی یا تماشای بیش از حد تلویزیون، انجام بازی های ویدیویی و غیره.
  • احساس جدایی از دنیا، افراد زندگی‌تان و فعالیت هایی که قبلاً از آنها لذت می بردید.

برای بهبودی پس از تجاوز جنسی، باید دوباره با بدن و احساسات خود ارتباط برقرار کنید

تجاوز جنسی، از بسیاری جهات، بدن تان را به دشمن شما تبدیل می کند، چیزی که باطل و آلوده شده است؛ از آن متنفرید یا می‌خواهید نادیده اش بگیرید. مواجهه با احساسات شدید مرتبط با حمله نیز ترسناک است.

اما اگرچه فرآیند اتصال مجدد به نظر خطرناک می‌رسد، اما در واقع خطرناک نیست. احساسات اگرچه قدرتمند هستند اما واقعیت ندارند. آن ها به شما صدمه نزده و شما را دیوانه نمی کنند. خطر واقعی برای سلامت جسمی و روانی شما ناشی از دوری از آن هاست.

هنگامی که دوباره با بدن و احساسات خود در تماس باشید، احساس امنیت، اعتماد به نفس و قدرت بیشتری خواهید داشت. از طریق تکنیک های زیر می توانید به این امر دست یابید.

منبع : بهبودی از تجاوز و آزار جنسی

بازدید : 84
سه شنبه 10 خرداد 1401 زمان : 18:12

برانگیختگی جنسی در زنان و مردان

یکی از مراحلی که در چرخه پاسخ جنسی انسان وجود دارد، برانگیختگی جنسی می باشد. در این مرحله فرد بعد از آن که میل جنسی پیدا کرد برای عمل جنسی آماده می شود.

برانگیختگی جنسی با تحریک جنسی آغاز می شود و با تغییرات فیزیولوژیکی خود را نشان می دهد، این تغییرات رابطه جنسی را آسان تر می کنند. برانگیختگی جنسی در زنان و مردان ویژگی های متفاوتی دارد؛ در مردان منجر به نعوظ آلت تناسلی و در زنان تغییراتی در سایز کلیتوریس، خیس شدن واژن و برجسته شدن نوک سینه روی می افتد.

در صورتی که تحریک و عمل جنسی ادامه داشته باشد باعث می شود برانگیختگی به اوج برسد و میزان لذت در فرد افزایش یابد در این حالت زمانی که شخص به اوج لذت رسد ارگاسم را تجربه خواهد کرد.

در این مقاله به بررسی برانگیختگی جنسی در زنان و مردان و اختلالاتی که در مرحله برانگیختگی ممکن است ایجاد شود می پردازیم. هم چنین در این شرایط می توانید از مشاور جنسی کمک بگیرید تا اطلاعات لازم را در اختیارتان قرار دهند و شما را راهنمایی نمایند.

تحریک جنسی؛ پیش زمینه برانگیختگی جنسی در زنان و مردان

زمانی که زنان و مردان تحریک جنسی می شوند در آن ها برانگیختگی جنسی اتفاق می افتد. عوامل تحریک جنسی می تواند به صورت فیزیکی و ذهنی باشد. به طوری که ممکن است شخص با دیدن یک شخص یا جنبه هایی از آن شخص مورد تحریک قرار گیرد یا حتی توسط یک سوژه غیر انسانی تحریک شود.

هم چنین فرد توسط تخیلات و فانتزی های جنسی وارد مرحله برانگیختگی جنسی می شود، تحریک خوشایند نقاط حساس بدن در معاشقه جنسی باعث برانگیختگی جنسی می شود. به طور کلی نقش تحریک در برانگیختگی جنسی از اهمیت بسیاری برخوردار است و منجر به رابطه لذت بخشی می شود.

برانگیختگی جنسی در زنان و مردان چه تفاوت هایی دارد؟

مردان باید سعی کنند بدن زنان را به خوبی بشناسند تا بتوانند زنان را به اوج لذت جنسی رسانده و لذت ببرند. به طور معمول در زنان مرحله برانگیختگی و میل جنسی با هم در آمیخته می شود و متمایز کردن آن بسیار سخت و دشوار می باشد.

به طوری که زنان برای برانگیختگی جنسی به زمان بیشتری نیاز دارند و معاشقه باید حدود ۱۵ تا ۳۰ دقیقه طول بکشد.

مردان باید آگاهی لازم در مورد این مسائل داشته باشند و وقت بیشتری را صرف عشق بازی و نوازش همسرشان کنند تا آمادگی کافی برای رابطه جنسی در آن ها ایجاد شود.

مراحل و نشانه های برانگیختگی زنان به موارد بسیاری بستگی دارد و از همه مهم تر فضای عاطفی می باشد زیرا آن ها تمایل به رابطه جنسی با کسی دارند که به او علاقه مندند و از نظر عاطفی، عشق و محبت دریافت می کنند.

برانگیختگی جنسی در مردان به میل عاطفی بستگی ندارد، البته این موضوعی قطعی و صددرصد نمی باشد. برخی از عوامل روانشناسی، در برانگیختگی زنان و مردان هستند که در زنان نقش بسیار مهمی ایفا می کنند اما در مردان نقش آن ها تقریبا پیچیده و نامشخص است اما نمی توان گفت نقشی ندارد، این موضوعات عبارت اند از:

  • انگیزه های جنسی
  • نقش جنسی درک شده
  • نگرش های جنسی

برانگیختگی جنسی منجر به واکنش های جنسی می شود و این تجربه خوشایند احساس خوبی در زنان ایجاد می کند به طوری که ممکن است شروع کننده رابطه بعدی باشند. افکار جنسی در زنان نقش بسیار مهمی دارد و در برانگیختگی جنسی زنان موثر هستند اما مردان بیشتر بر روی محرک های دیداری عکس العمل نشان می دهند.


اختلالات

در زنان اختلال برانگیختگی جنسی بیشتر از مردان وجود دارد و تفکیک این دو مورد از هم دشوار می باشد به همین دلیل هر دو را با هم در نظر می گیریم. اختلال جنسی در زنان باعث کاهش میل جنسی می شود و در صورتی که برانگیختگی جنسی کم شود با علائم و نشانه های زیر نشان داده خواهد شد.

  1. به مرور علاقه فرد به رابطه جنسی کاهش می یابد و یا فعالیت جنسی او نسبت به قبل کاهش می یابد.
  2. فانتزی ها و افکار جنسی کاهش می یابد.
  3. فرد با بی میلی جنسی رو برو می شود، پیش قدم رابطه جنسی نمی شوند و حتی زمانی که شریک جنسی اش پیش قدم می شود ممکن است واکنش مثبتی نشان ندهد و بهانه های مختلف بیاورد.
  4. تعاملات جنسی برای او هیجان و لذتی به همراه ندارد.
  5. تحریک جنسی تاثیری بر او ندارد و علاقه ای به برقراری رابطه جنسی ندارد.
  6. در هنگام فعالیت جنسی، احساسات بدنی در اندام های جنسی کم می شود.

اختلال جنسی در مردان به صورت اختلال نعوظ ایجاد می گردد به طوری که فردی که به اختلال نعوظ دچار شده است به دشواری می تواند به نعوظ برسد و یا تا آخر فعالیت جنسی، نعوظش را ادامه دهد، هم چنین ممکن است نعوظش برای برقراری رابطه جنسی، استحکام لازم را نداشته باشد.

علل اختلالات برانگیختگی جنسی

درباره اختلالات برانگیختگی در زنان علل متفاوتی وجود دارد که می توان به بیماری های جسمی و روانی اشاره نمود که در زیر نمونه هایی از آن را بیان می کنیم:

  • بیماری های پزشکی پس زمینه ای از جمله دیابت و فشار خون
  • افسردگی در زنان
  • احساس خشم و عصبانیت
  • وسواس

هم چنین گاهی مصرف برخی از داروها باعث می شود تا به طور مستقیم بر روی برانگیختگی فرد اثر بگذارد و اختلالاتی را ایجاد کند، به طور مثال داروهای فشار خون، داروهای افراد مبتلا به سرطان، داروهایی که برای کاهش اضطراب و استرس استفاده می شود، می تواند در رابطه جنسی افراد اختلال ایجاد کند.

گاهی علت اختلالات برانگیختگی جنسی در زنان، رفتار مردان می باشد، در صورتی که مردان آگاهی لازم در مورد زنان نداشته باشند و با نقاط حساس بدن زنان آشنا نباشند ممکن است در زمان معاشقه، وقت کافی برای پیش نوازی زنان نگذارند و همین امر مشکلاتی را در رابطه جنسی ایجاد می کند.

اگر زنان و مردان آموزش سکس را به درستی و مناسب دریافت نکنند ممکن است با عوامل برانگیختگی جنسی رو به رو شوند. متاسفانه مراکز آموزشی به علت های مختلف کم تر به مسائل جنسی توجه می کنند به همین علت مردم به سراغ منابع غیرعلمی و نادرست می روند تا آگاهی خودشان را افزایش دهند و گاهی اوقات این اطلاعات مشکلات جنسی را بیشتر می کند.

منبع : برانگیختگی جنسی در زنان و مردان

بازدید : 118
جمعه 6 خرداد 1401 زمان : 10:37

روش هایی مفید و موثر برای کنترل خشم

خشم یک احساس کاملا طبیعی و نرمال است که به خودی خود مثبت است، زیرا به شما کمک می کند که از خود در برابر خطرات احتمالی محافظت کنید. این احساس زمان و مکان خاصی ندارد و ممکن است در هر زمانی به سراغ شما بیاید احساس خشم در مواقعی خطرناک و بحران آفرین می شود که منجر به پرخاشگری، درگیری و دعوا شود.

در واقع کنترل خشم شما را یاری می کند که کاری نکنید که بعدا از انجام آن احساس پشیمانی کنید. پیش از این که احساس خشم و عصبانیت بر شما چیره شود می توانید از استراتژی های خاصی برای کنترل آن استفاده کنید. در ادامه به معرفی این استراتژی ها خواهیم پرداخت.

چگونه باید بر خشم خود کنترل داشته باشیم؟

شمارش معکوس:

شمردن به صورت معکوس از ۱ تا ۱۰ به شما کمک می کند تا بیشتر بتوانید شرایط را بازیابی کنید. اگر احساس می کنید به معنای واقعی عصبانی هستید و از شدت عصبانیت مثل یک توپ در حال انفجار هستید بهتر است از ۱ تا ۱۰ شروع به شمارش معکوس کنید.

وقتی شروع به شمردن می کنید تپش قلب شما به حالت عادی و نرمال خود بر می گردد و احساس عصبانیت شما فروکش می کند.

تنفس آگاهانه:

در فرآیند عصبانیت به صورت ناخودآگاه تنفس شما تند تند و کم عمق می شود. اگر سعی کنید نفس های شمرده شمرده و طولانی بکشید به مرور احساس آرامش پیدا خواهید کرد.

سعی کنید هوا را از بینی های خود به داخل بکشید، اندکی مکث کنید و سپس بازدم را از دهان خود انجام دهید. انجام این تمرین به فروکش کردن حس عصبانیت شما کمک شایانی خواهد کرد.

پرت کردن حواس با فعالیت:

فعالیت های بدنی می توانند از عصبانیت شما تا حدود زیادی بکاهند. دوچرخه سواری، پیاده روی و انجام فعالیت هایی از این قبیل موجب می شود مقدار خون بیشتری به بدن شما پمپاژ شود و احساس عصبانیت و گرفتگی روانی خود را از دست بدهید.

تکرار جملات و تلقین:

برای این منظور لازم است به دنبال عبارت یا جمله ای باشید که به شما کمک کند در مواقع عصبانیت آرام شوید.

وقتی احساس عصبانیت و ناراحتی پیدا کردید این جمله ها را تکرار کنید و به معنای آن ها فکر کنید. این جمله ها می توانند ( همه چیز به روال عادی برخواهد گشت )، ( من آرام و خوشحال هستم ) و ( هیچ چیز و هیچ کسی نمی تواند آرامش مرا بهم بریزد ) باشد.

فرار ذهنی:

چگونه باید بر خشم خود کنترل داشته باشیم؟ شما می توانید به یک کنج آرام و دنج بروید و چشمان خود را ببندید و خود را در یک صحنه آرامش بخش تصور کنید. برای این که در این تصویر خیالی غرق شوید بهتر است به جزئیات این صحنه بیش تر تمرکز کنید. تصور رنگ و شفافیت آب رودخانه، ارتفاع کوه ها، تعداد و صدای جیر جیرک ها و … می توانند این جزئیات را تشکیل دهند.

گوش دادن به موسیقی:

اجازه دهید موسیقی مورد علاقه شما به شما احساس آرامش را القا کند. استفاده از هندزفری و یا حتی رانندگی با صدای ضبطی که موسیقی مورد علاقه تان را پخش می کند می تواند شما را از احساس بد و منفی که دارید دور کند.

چند لحظه سکوت :

وقتی به شدت از شرایط موجود عصبانی هستیم و نمی دانیم چگونه باید بر خشم خود کنترل داشته باشیم؟ حتما وسوسه می شویم که هر چیزی به ذهنمان می رسد را به زبان بیاوریم و حسابی خودتان را خالی کنیم اما در لحظه نمی دانیم که این کار به جای این که به نفع ما باشد به ضرر ما خواهد بود.

چرا که ممکن است حرف هایی به زبان بیاورید که بعد ها از به یاد آوردن آن ها شرمنده شوید و نتوانید شرایط را به حالت قبلی برگردانید.

در این مواقع بهتر است تصور کنید لب هایتان با چسب بسته شده است. سکوت کردن به شما این فرصت را دهد که نسبت به هر حرفی از پیش تفکر کنید.

وقت بگذران:

بهتر است به وجود خودتان کمی استراحت بدهید. سعی کنید از جمع به دور باشید تا بتوانید اتفاقات اخیر در ذهن خود مرور و ارزیابی کنید و احساسات خود را به حالت نرمال و خنثی برگردانید ممکن است این احساس به قدری برای شما آرامش بخش باشد که تمایل داشته باشید هر روز آن را در برنامه خود بگنجانید.

برای کاری اقدام کنید:

عصبانیت در واقع مقدار زیادی انرژی ذخیره شده در شماست که تمایل دارد به بدترین شکل مثل یک دعوای لفظی مفصل یا درگیری و ضرب و شتم تخلیه شود اما قبل از وقوع چنین مواردی بهتر است تصمیم بگیرید انرژی خود را برای یک اقدام مثبت خرج کنید.

جمع کردن زباله های رها شده در طبیعت و خرید کردن برای افراد نیازمند دو نمونه از اقدامات سازنده در جهت رفع عصبانیت می باشند.

چگونه باید بر خشم خود کنترل داشته باشیم؟

نوشتن روزانه:

بعضی چیزها را نمی توان گفت و ابراز کرد. این احساسات را بهتر است بنویسید و احساسات خود را روی کاغذ منتقل کنید. نوشتن احساسات و روی کاغذ آوردن آن ها می تواند به شما کمک کند تا آرامش خود را دوباره به دست آورید.

پیدا کردن راه حل های فوری:

شاید از این موضوع عصبانی باشید که چرا فرزندتان قبل از این که اتاقش را مرتب کند با دوستانش به سینما رفته. در چنین مواقعی بهتر است در اتاقتان را ببندید. دور شدن از منبع عصبانیت باعث می شود راحت تر فکر کنید و نسبت به امور تصمیم گیری کنید.

تکرار پاسخ :

اگر آن چه بعدا قرار است بگویید را بارها با خود تمرین و تکرار کنید می توانید از بروز یک مشکل جدی جلوگیری کنید. این کار در واقع به شما فرصت می دهد تا چندین و چند راه حل پیدا کنید و در مواقعی که مشکلی بروز می دهد مستاصل و درمانده نباشید.

علامت توقف را برای خود بازیابی و تصویر سازی کنید:

تصور کردن یک نماد جهانی برای فروکش کردن عصبانیت به شما کمک می کند تا آرامش از دست رفته خود را به دست آورید. این نماد در واقع به این معناست که بهتر است چند لحظه همه چیز را متوقف کنید و فقط و فقط به همه چیز فکر کنید و عواقبشان را بسنجید.

تغییر روال:

اگر از روال تکراری امور خسته شده اید بهتر است آن ها را تغییر دهید تا کمتر دچار عصبانیت شوید. به عنوان مثال اگر از راندمان کاری آهسته خود عصبانی می شوید بهتر است ترتیبی صورت دهید تا با نوشیدن یک فنجان قهوه و سرگرمی های مهیج انرژی و راندمان کاری خود را دو چندان کنید.

صحبت کردن با یک دوست صمیمی:

در بحران ها و حوادث دوستان خوب از مواردی هستند که می توانند تا حدود زیادی شرایط را برای شما راحت تر کنند. دوست شما احتمالا با عصبانیت و تنش به قضیه نگاه نمی کند و سعی دارد عصبانیت و استرس شما را نیز از بین ببرد و به شما کمک کند تا بهتر تصمیم گیری کنید

منبع : روش های اعجاز آور کنترل خشم

بازدید : 133
يکشنبه 1 خرداد 1401 زمان : 18:38

بی اشتهایی عصبی

آیا درگیر بی اشتهایی عصبی هستید؟ در این مقاله علائم هشدار دهنده، علائم، و علل و همچنین نحوه دریافت کمک بررسی می شود و تمام نکات مورد نیاز در مورد بی اشتهایی عصبی ارائه می شود.

بی اشتهایی عصبی چیست؟

امروزه بسیاری از ما نگران اضافه وزن هستیم، از ظاهر خود ناراضی می باشیم یا دوست داریم چیزی در ما تغییر کند. اما اگر لاغری عادات غذایی، افکار و زندگی شما را تحت تاثیر قرار دهد احتمالا به اختلال بی اشتهایی عصبی مبتلا می باشید.

بی اشتهایی باعث کاهش وزن ناسالم منجر می شود که در برخی از شرایط بسیار خطرناک است. در واقع، میل به کاهش وزن برای فرد از هرچیزی مهم تراست، حتی ممکن است فرد دیگر خود را آن طور که هست نبیند.

بی اشتهایی عصبی بیشتر در بین دختران نوجوان شایع است اما می تواند زنان و مردان را در هر سنی تحت تاثیر قرار دهد و با نگرانی از افزایش وزن تمام جنبه های زندگی آن ها را تحت تاثیر قرار دهد.

ممکن است سعی کنید با گرسنگی دادن به خود، ورزش بیش از حد، یا استفاده از ملین ها، استفراغ یا روش های دیگر وزن خود را کاهش دهید.

احتمالا بیش تر روز را به رژیم غذایی، غذا و بدن خود فکر می کنید اما زمان کمی برای دوستان، خانواده و سایر فعالیت‌هایی که قبلاً از آن لذت می‌بردید، می گذارید. مهم نیست که چقدر وزن کم کنید همیشه به دنبال کاهش وزن بیش تر می باشید.

نوع شدید بی اشتهایی عصبی زمانی است که کاهش وزن با محدود کردن کالری (پیروی از رژیم های غذایی شدید و ورزش بیش از حد) حاصل شود.

پاکسازی بی اشتهایی زمانی است که فرد سعی می کند با استفراغ یا استفاده از ملین ها و مواد ادرارآور (دیورتیک ها) وزن خود را پایین نگه دارد.

ترس شدید از افزایش وزن یا انزجار از ظاهر بدن، می تواند خوردن و وعده های غذایی را بسیار استرس زا کند. با این حال، غذا و آنچه می توانید بخورید و نمی توانید بخورید، عملاً تمام چیزی است که به آن فکر می کنید. مهم نیست که چقدر در این افکار غرق شده اید هنوز هم راه نجات وجود دارد.

با درمان، خودیاری و حمایت اطرافیان، می‌توانید این بی‌اشتهایی خودویرانگر را بشکنید، بدن خود را بپذیرید و سلامت و اعتماد به نفس خود را بازیابید.

تست بی اشتهایی عصبی

به سوالات زیر پاسخ دهید، پاسخ های مثبت نشان دهنده ابتلا شما به بی اشتهایی عصبی می باشد.

  • آیا اغلب مواقع بی اشتها هستید؟
  • آیا با وجود اینکه مردم به شما می گویند چاق نیستید احساس می کنید چاق هستید؟
  • آیا از افزایش وزن می ترسید؟
  • آیا در مورد میزان غذا خوردن خود دروغ می گویید یا عادات غذایی خود را از دیگران پنهان می کنید؟
  • آیا دوستان یا خانواده شما نگران کاهش وزن، عادات غذایی یا ظاهر شما هستند؟
  • آیا زمانی که احساس ناراحتی یا ناراحتی می کنید رژیم می گیرید، ورزش اجباری می کنید، یا پاکسازی می کنید؟
  • آیا وقتی بدون غذا، ورزش بیش از حد می کنید احساس قدرت یا کنترل می‌کنید؟
  • آیا ارزش خود را بر اساس وزن یا اندازه بدن خود قرار می دهید؟
  • آیا دوست ندارید تصویر خود را در آینه نگاه کنید زیرا احساس بدی به شما می دهد؟
  • آیا بیش تر روز به وعده های غذایی فکر می کنید؟

علائم و نشانه های بی اشتهایی

در حالی که افراد مبتلا به بی اشتهایی اغلب عادات مختلفی از خود نشان می دهند اما در بیش تر مواقع این عادات را مخفی می کنند. این امر باعث می شود که افراد خانواده و اطرافیان به سختی این بیماری را تشخیص دهند.

ممکن است فرد در مراحل ابتدایی مشکل خود را انکار کند یا آن را طبیعی بداند اما به مرور خانواده متوجه می شوند که فرد در چه شرایط خطرناکی قرار دارد. اگر احساس می کنید که غذا خوردن کنترل شما را به دست گرفته است باید هرچه سریع تر به مشاور مراجعه کنید.

علائم رفتاری بی اشتهایی عصبی

علائم زیر از نشانه های رفتاری بی اشتهایی عصبی می باشند که به شما کمک می کنند در تشخیص بیماری خود بهتر عمل کنید:

  • رژیم غذایی با وجود لاغری
  • فقط خوردن برخی از غذاهای کم کالری
  • ممنوعیت شدید غذاهایی شامل کربوهیدرات ها و چربی ها.
  • وسواس در مورد کالری
  • خواندن برچسب مواد غذایی
  • داشتن دفترچه خاطرات غذایی
  • خواندن بیش از اندازه کتاب‌های رژیم غذایی
  • تظاهر به خوردن یا دروغ گفتن در مورد غذا خوردن
  • مخفی کردن، بازی کردن یا دور انداختن غذا برای اجتناب از خوردن
  • بهانه آوردن برای ترک وعده های غذایی (“من ناهار زیادی خوردم” یا “معده ام درد می کند”)
  • مدام به غذا فکر می کند.
  • آشپزی برای دیگران
  • خواندن مجلات غذایی، یا تهیه برنامه غذایی در حالی که غذای بسیار کمی می خورد.
  • آداب غذا خوردن عجیب
  • امتناع از غذا خوردن در کنار دیگران یا در مکان های عمومی
  • غذا خوردن به روش‌های سخت و تشریفاتی

علائم ظاهر و تصویر بدن در بی اشتهایی عصبی

علائم زیر از نشانه های ظاهری در بی اشتهایی عصبی می باشند که به شما کمک می کنند در تشخیص بیماری خود بهتر عمل کنید:

  • کاهش وزن چشمگیر، سریع و شدید بدون هیچ دلیل پزشکی
  • احساس چاق شدن با وجود کمبود وزن
  • ممکن است به طور کلی اضافه وزن داشته یا در مکان‌های خاصی مانند شکم، باسن یا ران‌ احساس « چاقی» کند.
  • وسواس روی ظاهر و وزن بدن.
  • وزن کشی های مکرر و نگرانی در مورد نوسانات کوچک وزن
  • انتقاد شدید از ظاهر
  • زمان زیادی را جلوی آینه برای بررسی عیوب سپری می کند.
  • همیشه از ویژگی خاصی از خود انتقاد می کند.
  • احساس می کند هرگز به اندازه کافی لاغر نیست.

علائم پاکسازی

علائم زیر از نشانه های پاکسازی در بی اشتهایی عصبی می باشند که به شما کمک می کنند در تشخیص بیماری خود بهتر عمل کنید:

  • استفاده از قرص های لاغری، ملین ها یا دیورتیک ها و سایر داروها برای کاهش وزن.
  • اغلب بعد از غذا به دستشویی می رود.
  • ممکن است آب را باز کند تا صداهای استفراغ را پنهان کند یا برای بوی بد دهانش از دهانشویه یا نعناع استفاده کند.
  • ورزش اجباری. پیروی از یک رژیم ورزشی شدید با هدف سوزاندن کالری.
  • تمرین و ورزش شدید بعد از خوردن غذا.

علل و عوارض بی اشتهایی

علت بی اشتهایی عصبی هنوز مشخص نشده است اما می دانیم که بی اشتهایی یک وضعیت پیچیده است که از ترکیب بسیاری از عوامل اجتماعی، عاطفی و بیولوژیکی ناشی می شود. اگرچه لاغری در فرهنگ ما نقش مهمی ایفا می کند، عوامل بسیار دیگری نیز در این امر نقش دارند، که از آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • نارضایتی از بدن
  • رژیم غذایی سخت
  • عزت نفس پایین
  • مشکلات عاطفی
  • کمال گرایی
  • روابط خانوادگی مشکل دار
  • سابقه سوء استفاده فیزیکی یا جنسی
  • سایر تجربیات آسیب زا
  • سابقه خانوادگی اختلالات خوردن

اثرات بی اشتهایی

شاید علت بی اشتهایی هنوز مشخص نشده باشد اما نتایج و اثرات آن شناخته شده است. هنگامی که بدن شما سوخت مورد نیاز برای عملکرد طبیعی را دریافت نمی کند، گرسنه شده و برای حفظ انرژی سرعت خود را کاهش می دهد. در اصل، بدن شما شروع به مصرف ذخیره های خود می کند.

اگر گرسنگی ادامه یابد و چربی بدن بیشتری از بین برود، عوارض پزشکی روی هم انباشته می شود و بدن و ذهن شما تاوان آن را می پردازند.

درمان قطعی بی اشتهایی عصبی

کمک گرفتن در درمان بی اشتهایی

تصمیم برای کمک گرفتن برای درمان بی اشتهایی عصبی انتخاب آسانی نیست. بسیاری از افراد بی اشتهایی عصبی را بخشی از هویت خود می دانند یا حتی ممکن است آن را به عنوان یک عیب در نظر نگیرند. برخی دیگر مغلوب بی اشتهایی عصبی هستند و نمی توانند آن را ترک کنند.

اولین گام در درمان این است که قبول کنید شما مشکلی دارید. باید بپذیرید که تلاش بی وقفه شما برای لاغری خارج از کنترل شماست و با این کار به سلامت جسمانی و روانی خود آسیب وارد کرده اید.

سعی کنید در مورد مشکل خود با فردی مورد اعتماد صحبت کنید، این کار می تواند بسیار دشوار باشد اما ضروری است. این کار باعث می شود متوجه شوید که تنها نیستید و دیگران نیز به سلامت جسم و روان شما اهمیت می دهند.

از افراد، موقعیت ها و شرایطی که باعث می شوند به لاغری فکر کنید یا از اندام خود متنفر شوید، دوری کنید. ممکن است لازم باشد از دیدن مجلات مد یا تناسب اندام اجتناب کنید و زمان کمتری را با دوستانی بگذرانید که دائماً رژیم می گیرند و فقط در مورد کاهش وزن صحبت می کنند.

به دنبال کمک حرفه ای باشید. متخصصان آموزش دیده می توانند به شما کمک کند تا سلامت خود را بازیابید و یاد بگیرید دوباره به طور معمول غذا بخورید و نگرش های سالم تری در مورد غذا و بدن خود ایجاد کنید.

درمان دارویی برای بی اشتهایی

حال باید تمام مشکلاتی که به دلیل بی اشتهایی ایجاد شده است را درمان کنید، حتی ممکن است به دلیل آسیب های جسمانی نیاز به بستری شدن در بیمارستان تا رسیدن به وزن کمتر بحرانی باشد.

نکته ۱ بهبود بی اشتهایی: بدانید که مشکل شما مربوط به وزن یا غذا نیست

مسائل مربوط به غذا و وزن در واقع علائم موضوعی عمیق تر است: افسردگی، اضطراب، تنهایی، ناامنی، فشار برای کامل بودن یا احساس عدم کنترل. مشکلاتی که هیچ رژیم غذایی یا کاهش وزنی نمی تواند آن ها را درمان کند.

این مشکلات در جلسات مشاوره مطرح شده و به صورت ریشه ای مورد بررسی و درمان قرار می گیرند. اگر این کار انجام نشود درمان بیهوده و بی نتیجه خواهد بود.

تفاوت بین رژیم غذایی و بی اشتهایی

بسیاری از افرادی که درگیر بی اشتهایی عصبی هستند تصور می کنند که فقط یک رژیم سالم غذایی دارند و درگیر اختلال نیستند، در ادامه تفاوت های میان رژیم غذایی و بی اشتهایی عصبی بیان شده است.

رژیم غذایی سالم

  • رژیم غذایی سالم تلاشی برای کنترل وزن است.
  • عزت نفس شما بر اساس چیزی بیش از وزن و تصویر بدن است.
  • کاهش وزن را راهی برای بهبود سلامت و ظاهر خود می بینید.
  • هدف شما کاهش وزن به روشی سالم است.

بی اشتهایی عصبی

  • شما کاهش وزن را راهی برای رسیدن به شادی می بینید.
  • عزت نفس شما کاملاً بر اساس وزن و لاغری شما است.
  • بی اشتهایی راهی برای کنترل زندگی و احساسات می باشد.
  • لاغر شدن تنها چیزی است که اهمیت دارد. سلامتی اهمیتی ندارد.

برای غلبه بر بی اشتهایی، ابتدا باید درک کنید که چه نیازی در زندگی شما برآورده نمی شود. برای مثال، شاید در بسیاری از بخش‌های زندگی خود احساس ناتوانی می‌کنید و با کنترل غذا خوردن می خواهید نشان دهید که می توانید شرایط را کنترل کنید.

«نه» گفتن به غذا و کنترل وزن حداقل برای مدت کوتاهی احساس موفقیت در شما ایجاد کند. حتی ممکن است گرسنگی خود را به عنوان یک استعداد ویژه ببینید که بیشتر مردم از آن برخوردار نیستند.

علاوه بر این بی اشتهایی ممکن است راهی برای منحرف کردن حواس از مشکلات باشد. زمانی که بیشتر وقت خود را به فکر غذا، رژیم غذایی و کاهش وزن می گذرانید دیگر مجبور نیستید با مشکلات روبرو شوید یا با احساسات پیچیده کنار بیایید.

این تقویت ها کوتاه مدت بوده و برای همین فرد پس از مدتی متوجه می شود که درگیر اختلال شده است. رژیم غذایی و کاهش وزن نمی تواند تصویر منفی که فرد از خود دارد را درمان کند. تنها راه برای انجام این کار این است که نیاز عاطفی خود را شناسایی کرده و راهی برای درمان آن پیدا کنید.

“احساس می کنم چاق هستم”

در حالی که وزن معمولاً در طول یک هفته ثابت می ماند، احساس چاقی می تواند باعث نگرانی فرد شود. احساس چاق بودن اغلب با احساساتی مانند شرم، کسالت، ناامیدی یا غم در ارتباط است. به عبارت دیگر، «احساس می‌کنم چاق هستم» واقعاً به معنای «احساس اضطراب می‌کنم» یا «احساس تنهایی می‌کنم» می باشد و بعید است که این احساسات با رژیم غذایی تغییر کنند.

نکته ۲: یاد بگیرید که احساسات خود را تحمل کنید

شناسایی مسائل زمینه ای که باعث اختلال خوردن می شود، اولین گام به سمت بهبودی است، اما به تنهایی کافی نیست.

برقراری ارتباط مجدد با احساسات می تواند بسیار ناراحت کننده باشد. به همین دلیل است که ممکن است در ابتدای بهبودی احساس بدتری داشته باشید. اما نباید به عادات غذایی مخربی که برای پرت کردن حواس خود استفاده می‌کردید، بازگردید. شما باید یاد بگیرید چگونه احساسات خود را بپذیرید و آن ها را تحمل کنید.

استفاده از ذهن آگاهی برای مقابله با احساسات دشوار

زمانی که احساس می‌کنید تحت تأثیر منفی‌گرایی، ناراحتی یا میل به محدود کردن غذا هستید، هرکاری را که انجام می دهید متوقف کنید.

ابتدا احساس خود را شناسایی کنید. آیا گناه؟ شرم؟ درماندگی؟ تنهایی؟ اضطراب؟ ناامیدی؟ ترس؟ ناامنی؟ یا احساسات دیگر می باشد؟

تجربه خود را بپذیرید. اجتناب و مقاومت فقط احساسات منفی را قوی تر می کند. در عوض، سعی کنید آنچه را که احساس می کنید بدون قضاوت بپذیرید.

عمیق تر پیگیری کنید

در کجای بدن خود آن احساس را دارید؟ چه نوع افکاری در سر شما می گذرد؟

باور کنید که شما چیزی فرای احساسات خود هستید. احساسات رویدادهای گذرا هستند، مانند ابرهایی که در آسمان حرکت می کنند، آن ها هویت شما را درمان نمی کنند.

هنگامی که یاد بگیرید چگونه احساسات خود را بپذیرید و تحمل کنید، دیگر آنقدر ترسناک به نظر نخواهند رسید. به مرور متوجه خواهید شد که هنوز کنترل را در دست دارید و احساسات منفی موقتی هستند. هنگامی که از مبارزه با این احساسات دست بردارید، به سرعت از بین خواهند رفت.

راه های جدید برای یافتن رضایت عاطفی

پس از اینکه ارتباط بین احساسات و الگوهای غذایی ناسالم خود را درک کرده و محرک های آن را شناسایی کردید، هنوز باید جایگزین هایی برای رژیم غذایی پیدا کنید که بتوانید برای رضایت عاطفی و بهبود از آن ها کمک بگیرید. مثلا:

  • اگر افسرده یا تنها هستید، با کسی تماس بگیرید که همیشه حال شما را بهتر می کند، زمانی را کنار خانواده یا دوستانتان برنامه ریزی کنید یا نمایش کمدی تماشا کنید.
  • اگر مضطرب هستید، اضطراب خود را با رقصیدن، فشار دادن توپ ضد استرس، پیاده روی سریع یا دوچرخه سواری کاهش دهید.
  • اگر خسته هستید، یک فنجان چای داغ بخورید، پیاده روی کنید، حمام کنید یا چند شمع معطر روشن کنید.
  • اگر حوصله دارید، کتاب خوبی بخوانید، در فضای باز بگردید، از موزه دیدن کنید یا به سرگرمی‌ای که از آن لذت می‌برید روی بیاورید (نواختن گیتار، بافتنی، تیراندازی، کتاب‌خوانی و غیره).

منبع : بی اشتهایی عصبی

بازدید : 140
جمعه 30 ارديبهشت 1401 زمان : 10:33

عادات افراد موفق، ۱۰ کاری که افراد موفق هرگز دوبار انجام نمی دهند

افراد موفق عادت ها و سبک زندگی خاص خودشان را دارند در واقع همین مسئله باعث پیشرفت و موفقیت آن ها می شود، آن ها عادت های خاصی دارند که در زیر برخی از آن ها را بیان می کنیم:

  • یکی از عادت های افراد موفق، هدایت و پیشروی آن ها در جهت رشد و پیشرفت شان می باشد، آن ها سعی می کنند برای رسیدن به هدف شان تلاش کنند.
  • افرادی که موفق هستند هوشمندی خاصی دارند و در صورتی که تجربه ناموفقی داشته باشند و با شکست رو به رو شوند از تلاش شان دست بر نمی دارند و ناامید نمی شوند. این افراد همیشه به دنبال راهی برای رسیدن به اهداف شان هستند.
  • یکی از رمزهای موفقیت این افراد این است که از اشتباهاتشان درس می گیرند و سعی می کنند از تجربه ای که در این زمینه کسب کرده اند در جهت موفقیت در زندگی، کسب و کار یا روابط خود استفاده کنند.

در صورتی که از عادت های افراد موفق آگاه باشید می توانید با الگو برداری از آن ها سبک زندگی خودتان را تغییر دهید و در جهت پیشرفت و موفقیتتان گام بردارید.

افراد موفق چه عاداتی دارند؟

برخاستن بعد از شکست اگر چه سخت است اما امکان پذیر می باشد به همین دلیل تا جایی که امکان دارد برای رسیدن به اهداف تان باید تلاش کنید و از رو به رو شدن با موانع هراسی نداشته باشید.

برای رسیدن به اهداف و رویاهایتان باید انعطاف پذیر باشید و اگر اتفاق ها مطابق میل شما نبود مسیرتان را تغییر دهید و از این تغییر هیچ ترسی نداشته باشید.

سعی کنید موقعیت و شرایط خودتان را مورد بررسی قرار دهید تا اشتباهات گذشته برای شما تکرار نشود هم چنین نگران تاخیر و وقفه ای که در کارتان به وجود آمده است نباشید زیرا پذیرفتن شکست ودرس گرفتن از اشتباهات مانند سکوی پرشی به سمت موفقیت و پیشرفت می باشد.

۱۰ کاری که افراد موفق هرگز دوبار انجام نمی دهند

در ادامه این مقاله ۱۰ کاری که افراد موفق سعی می کنند آن را انجام ندهند را مورد بررسی قرار می دهیم:

۱٫ عادات افراد موفق، تکرار اشتباهات گذشته و گیر افتادن در تله های قدیمی

افراد موفق زمانی که با شکست در زمینه شغلی، عشقی و یا غیره رو به رو می شوند، موقعیت خود را به طور دقیق بررسی می کنند. تا بتوانند عواملی که منجر به عدم موفقیت و شکست آن ها شده است را مورد بررسی قرار دهند، از اشتباهاتشان درس بگیرند و سعی کنند آن اشتباهات را دوباره تکرار نکنند.

آن ها بعد از تغییر شرایط وبه دست آوردن آمادگی لازم، دوباره وارد عمل می شوند تا برای رسیدن به اهداف شان تلاش کنند.

۲٫ شروع به کار یا فعالیت قبل از اطمینان یافتن از صلاحیت خود

آدم های موفق اگر چه برای رسیدن به اهدافشان تلاش می کنند و به دنبال رویاهاشان می روند تا به شادکامی درونی برسند اما آن ها قبل از آن که وارد عمل شوند اطلاعات و آگاهی خود را در آن زمینه افزایش می دهند تا با آگاهی و اراده کافی برای رسیدن به موفقیت تلاش نماید.

آن ها قبل از شروع انجام کاری سوالات زیر را از خودشان می پرسند و در صورتی که به جواب قانع کننده برای سوالاتشان برسند، اقداماتی را انجام می دهند در غیر این صورت تا ریشه مشکلات را پیدا نکنند و آن را رفع نکنند هیچ اقدامی برای شروع کار صورت نمی گیرد.

  • چرا این کار را انجام می دهم؟
  • آیا شرایط و موقعیت فعلی من برای شروع این کار مناسب می باشد؟
  • آیا برای شروع این کار آگاهی و اطلاعات کافی دارم؟

۳٫ تلاش در جهت تغییر دیگران

اصراری به تغییر دیگران نداشته باشید زیرا دیر یا زود خودتان متوجه این قضیه می شوید که نمی توانید کسی را به زور تغییر دهید و یا او را مجبور به انجام کاری کنید. باید به دیگران فرصت دهید خودشان برای زندگی شان تصمیم بگیرند و با عواقبت و نتایج کارشان رو به رو شوند.

در صورتی که به این آگاهی برسید که نمی توانید دیگران را تغییر دهید، خواهید توانست بر روی رفتار خودتان کار کنید و در جهت تغییر در رفتار خود تلاش نمایید در این شرایط شاهد رشد چشم گیر در شیوه های تبادلی دیگران با خودتان خواهید بود و روز به روز به اهداف تان نزدیک تر خواهید شد.

توجه داشته باشید یکی از عادت های افراد موفق، ارتباط برقرار کردن با دیگران و داشتن ارتباط موثر با آن ها می باشد.


۴٫ عادات افراد موفق، تلاش برای راضی نگه داشتن همه

در صورتی که بخواهید همه افراد را از خودتان راضی نگه دارید خسته خواهید شد، شما نباید برای راضی کردن دیگران وقت زیادی بگذارید، بلکه باید به آن ها فرصت دهید تا به مرور زمان با مسائل آشنا شوند و شما را همان طور که هستید بشناسند.

شما بر روی اهداف تان تمرکز کنید و سعی کنید در جهت رسیدن به اهدافتان قدم بردارید، تا با رسیدن به اهدافتان موجب خشنودی دیگران شوید. در این بین باید رضایت و خشنودی افراد مهم زندگی تان در اولویت باشد.

۵٫ ترجیح دادن راحتی های کوتاه مدت بر منافع بلند مدت

افراد موفق می دانند برای این که به اهدافشان برسند باید سختی ها و شرایط سختی را تحمل کنند و آن ها ترجیح می دهند برای این که به منافع بلندمدتی برسند، این سختی ها را تحمل کرده و راحتی کوتاه مدتی داشته باشند.

به همین دلیل تسلیم شرایط سخت نمی شوند و می دانند که برای رسیدن به هدف نیاز است تا از منطقه امن و زندگی راحت شان مقداری دور شوند. این افراد قدرت ریسک پذیری زیادی دارند و از انجام کارهای جدید نمی ترسند.

۶٫ اعتماد کردن بی چون و چرا به عالی رتبه ها

انسان ها به طور طبیعی به دنبال رشد و تعالی و رسیدن به موفقیت هستند و سعی می کنند ویژگی ها و خصوصیات مثبت شان را تقویت نمایند به همین دلیل در بسیاری از مواقع جذب افراد یا چیزهایی می شوند که از نظر آن ها بی عیب و نقص هستند و باورنکردنی و استثنایی به نظر می رسند.

آن ها تمایل دارند با افرادی کار کنند که عملکرد عالی دارند و از نظر آن ها شخصیتی موفق و بلندمرتبه هستند و با این افراد رابطه دوستی برقرار می کنند.

اما توجه داشته باشید که همه افراد کامل نیستند و هر کس عیب و نقص خاص خودش را دارد .

یکی از عادت های افراد موفق این است که به خوبی با این مسئله آشنا هستند و می دانند که هر انسانی دارای عیب و نقص است و این عیب و نقص ذات وجودی جهانیان می باشد، به همین دلیل آن ها چشم بسته به کسی اعتماد نمی کنند و ابتدا سعی می کنند به طور کامل طرف را بشناسند و بعد به او اعتماد کنند.

۷٫ عادات افراد موفق، فاجعه نمایی شکست ها و تعمیم آن به کل زندگی

شکست به معنی تباه شدن زندگی نمی باشد، افرادی که در زندگی شان موفق هستند از شکست نمی ترسند زیرا آن ها شکست را مقدمه ای برای موفقیت می دانند و برای آن ها جزئی از زندگی است و آن را به تمام موقعیت های زندگی تعمیم نمی دهند.

آن ها در این زمینه آگاهی لازم را دارند و می دانند در مسیر اهدافشان با مشکلاتی رو به رو خواهند شد ولی با وجود این مشکلات و شکست ها باز هم بر روی موفقیت شان باید تمرکز داشته باشند و به دنبال علل عدم موفقیت هستند

۸٫ ناامید شدن و دست برداشتن از تلاش و کوشش

افراد موفق زمانی که با شکست و ناکامی ها رو به رو می شوند باز هم به تلاش شان ادامه می دهند و به این راحتی ناامید نمی شوند، زیرا آن ها به هدف شان باور دارند و می توانند به خوبی با تمام سختی ها و ناملایمتی هایی که در مسیر هدف برای آن ها پیش آمده است مقابله کنند و سرانجام به هدفی که می خواهند برسند.

آن ها سعی می کنند در این مسیر، اراده قوی و انگیزه کافی داشته باشند و خستگی ناپذیر به کار خود ادامه دهند، هم چنین آن ها ناامیدی و بی انگیزگی در برابر سختی ها را دشمن اصلی در راه کسب موفقیت و رسیدن به اهداف شان می دانند.

منبع : عادات افراد موفق

بازدید : 128
چهارشنبه 28 ارديبهشت 1401 زمان : 17:45

اختلال استرس پس از سانحه در سربازان و نظامیان چگونه درمان می شود؟

بسیاری از جانبازان، هنگام بازگشت از خدمت سربازی با علائم اختلال استرس پس از سانحه مواجه می‌شوند. اما اقداماتی وجود دارد که می توانند انجام دهند تا احساس بهتری داشته باشند.

درک اختلال استرس پس از سانحه در جانبازان

آیا با تطبیق مجدد خود با زندگی پس از سربازی مشکل دارید؟ آیا همیشه حس می‌کنید که در لبه پرتگاه هستید، همیشه نگران هستید، یا از طرف دیگر، احساس بی حسی و عدم ارتباط با عزیزان خود دارید؟ آیا فکر می کنید که دیگر هرگز مانند یک فرد طبیعی نخواهید بود؟

بسیاری از سربازان اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را تجربه می کنند. اگر اختلال استرس پس از سانحه درمان نشود، زندگی با آن بسیار سخت خواهد بود. وقتی زمان بسیاری انتظار بکشید و چیزی تغییر نکند به راحتی ناامید می‌شوید.

اما می توانید از امروز شروع کنید و به خودتان کمک کنید که احساس بهتری پیدا کنید. حتی اگر آنقدر مشکلتان شدید بوده که به درمان بالینی روی آوردید. اقدامات زیادی وجود دارد که می توانید انجام دهید تا به خودتان کمک کنید که بر اختلال استرس پس از سانحه غلبه کنید و حتی قوی تر از قبل شوید.

چه چیزی باعث اختلال استرس پس از سانحه می شود؟

اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، که گاه به عنوان شوک پوسته یا موج گرفتگی هم شناخته می شود، پس از تجربه ضربه شدید یا یک رویداد تهدید کننده در زندگی رخ می دهد.

طبیعی است که ذهن و بدن شما پس از چنین رویدادی در شوک قرار بگیرد، اما اگر همین پاسخ طبیعی در سیستم عصبی شما باقی بماند تبدیل به اختلال استرس پس از سانحه می شود.

سیستم عصبی شما دو روش خودکار و بازتابی برای پاسخ دادن به رویدادهای استرس زا دارد:

  • آماده‌باش، جنگ یا گریز، زمانی انجام می‌شود که شما نیاز به دفاع از خود یا جان سالم به در بردن از خطر یک موقعیت جنگی دارید. در این هنگام ضربان قلب شما سریع تر شده و فشار خون شما بالا می رود، ماهیچه های شما سفت می شوند و قدرت و سرعت واکنش شما افزایش می یابد. هنگامی که خطر برطرف شد، سیستم عصبی بدن شما را آرام می کند، ضربان قلب و فشار خون شما را کاهش می دهد و به تعادل طبیعی خود باز می گردید.
  • بی‌حرکتی زمانی اتفاق می‌افتد که استرس زیادی را در موقعیت تجربه کرده باشید و حتی وقتی خطر از بین رفته، هنوز خود را «گرفتار» می‌بینید. سیستم عصبی شما قادر به بازگشت به حالت عادی تعادل خود نیست و شما نمی توانید این رویداد را پشت سر بگذارید. این اختلال استرس پس از سانحه نامیده می‌شود.

بهبودی از اختلال استرس پس از سانحه با خارج شدن، به صورت ذهنی و عاطفی، از منطقه جنگی اتفاق می‌افتد. زیرا شما هنوز از نظری عاطفی و احساسی در آنجا زندگی می‌کنید. درمان به سیستم عصبی شما کمک می‌کند تا از آنجا «آزاد» شود.

علائم اختلال استرس پس از سانحه در جانبازان

اگرچه معمولاً علائم اختلال استرس پس از سانحه در ساعات یا روزهای پس از یک رویداد آسیب زا دیده شوند، اما گاهی اوقات این علائم ماه ها یا حتی سال ها پس از بازگشت ظاهر می شوند. اختلال استرس پس از سانحه در هر سرباز به طور متفاوتی ایجاد می شود، اما می‌توان چهار دسته کلی برای علائم آن برشمرد:

  1. یادآوری‌های مکرر رویداد آسیب‌زا: افکار ناراحت‌کننده، کابوس‌ها، و یادآوری های احساسی باعث می‌شود آن رویداد دوباره و دوباره تکرار ‌شود. با یادآوری ضربه‌های روحی، واکنش‌های شدید احساسی و فیزیکی مانند حملات پانیک، لرزش غیرقابل کنترل و تپش قلب ایجاد می شود.
  2. اجتناب شدید از چیزهایی که شما را به یاد رویدادهای آسیب زا می اندازد: از افراد، مکان ها، افکار یا موقعیت هایی که با خاطرات بد ارتباط دارند، دوری می‌کنید که حتی می‌تواند باعث کناره گیری از دوستان و خانواده و از دست دادن علاقه به فعالیت های روزمره گردد.
  3. منفی شدن افکار و بد شدن خلق و خو: با چیزهایی مانند باورهای منفی اغراق آمیز درباره خود یا جهان و احساس مداوم ترس، گناه یا شرم کمتر می‌توانید احساس مثبت داشته باشید.
  4. همیشه مراقب بودن: تغییرات ناگهانی در احساسات و واکنش‌های عاطفی شدید رخ می‌دهد، مانند تحریک پذیری، عصبانیت، رفتار بی پروا، مشکل در خوابیدن، مشکل در تمرکز و هوشیاری بیش از حد ( افزایش هوشیاری).

پیشگیری از خودکشی در جانبازان مبتلا به PTSD

افکار خودکشی در میان سربازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه شایع است. احساس خودکشی یک نقص شخصیتی نبوده و به این معنی نیست که شما احمق، ضعیف یا ناتوان هستید.

اگر تصمیم به خودکشی دارید، فوراً به دنبال کمک باشید. با فردی مورد اعتماد صحبت کنید یا در صورت نیاز با اورژانس تماس بگیرید.

عوامل خطر PTSD

مشخص نیست که چرا برخی از سربازان دچار اختلال استرس پس از سانحه می شوند و برخی دیگر نه، اما می‌توان گفت که احتمال آن با افزایش تعداد اعزام‌ها و میزان مبارزه ای که تجربه کرده اید، افزایش می یابد.

البته این امر بد نیست، زیرا بسیاری از علائم اختلال استرس پس از سانحه (مانند هوشیاری بیش از حد، و رفلکس های سریع آدرنالین) در زمان بحران به شما کمک می کند که زنده بمانید. فقط حالا که به خانه برگشته اید و در شرایط امن هستید، این پاسخ ها نامناسب به نظر می‌رسند.

یاد گرفتن اینکه چگونه این علائم را کنترل کنید یک شبه اتفاق نمی افتد، اما اگر آن را هر روز انجام دهید، به زودی شاهد پیشرفت خواهید بود و همانطور که یاد می گیرید چگونه با استرس‌های جنگی خود کنار بیایید،

مهارت هایی را نیز یاد خواهید گرفت که در بقیه عمرتان به شما کمک می کند؛ ابزارهایی که می توانید برای غلبه بر اختلال استرس پس از سانحه از آنها استفاده کنید.

مرحله ۱ بهبودی اختلال استرس پس از سانحه: ورزش

ورزش منظم همیشه برای جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه کلیدی بوده است. ورزش علاوه بر کمک به جذب آدرنالین، می تواند اندورفین آزاد کند و خلق و خوی شما را بهبود بخشد و با تمرکز واقعی روی بدن خود در حین ورزش، حتی می توانید به سیستم عصبی خود کمک کنید که به شرایط عادت کند.

ورزش‌هایی که ریتمیک هستند و هم دست‌ها و هم پاهای شما را درگیر می‌کنند، مانند دویدن، شنا، بسکتبال یا حتی رقصیدن می‌تواند به شما کمک بیش تری کند. زیرا هنگام ورزش به جای تمرکز بر افکارتان، روی بدن خود تمرکز کنید.

سعی کنید به احساس برخورد پاهایتان با زمین، ریتم تنفستان، یا جریان هوا روی پوستتان توجه کنید. بسیاری از سربازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه متوجه می‌شوند که ورزش‌هایی مانند صخره‌نوردی، بوکس، تمرینات وزنه‌برداری و هنرهای رزمی تمرکز بر حرکات بدن را آسان‌تر می‌کند.

ورزش کردن می‌تواند به شما کمک کند که به خود آسیب نزنید. سعی کنید هر روز ۳۰ دقیقه یا بیشتر ورزش کنید یا اگر برایتان آسان تر است، سه مقطع۱۰ دقیقه ای را در روز ورزش کنید.

مزایای عالی حضور در فضای باز

انجام فعالیت‌های خارج از منزل مانند پیاده‌روی در طبیعت، کمپینگ، دوچرخه‌سواری در کوهستان، صخره‌نوردی، قایق سواری در رودخانه‌ها و اسکی می‌تواند احساس آسیب‌پذیری شما را به چالش بکشد و به شما کمک کند تا به زندگی غیرنظامی بازگردید.

مرحله ۲: سیستم عصبی خود را خود تنظیم کنید

اختلال استرس پس از سانحه می تواند احساس آسیب پذیری و درماندگی در شما ایجاد کند. اما شما بیش از چیزی که فکر می‌کنید بر سیستم عصبی خود کنترل دارید.

وقتی احساس آشفتگی، اضطراب یا خارج شدن از کنترل می کنید، این نکات می تواند به شما کمک کند، حالت برانگیختگی خود را تغییر داده و خود را آرام کنید.

تنفس آگاهانه برای آرام کردن سریع خود در هر شرایط مختلف

به آرامی ۶۰ بار نفس بکشید و توجه خود را بر روی خارج شدن هر نفس متمرکز کنید. همچنین می توانید از تمرین مدیتیشن تنفس آگاهانۀ هدایت شده استفاده کنید.

ورودی حسی

همانطور که صداهای بلند، بوهای خاص یا احساس شن و ماسه در لباس فوراً شما را به منطقه نبرد برگرداند، برخی دیگر از ورودی‌های حسی نیز می تواند به سرعت شما را آرام کند.

افراد مختلف پاسخ های متفاوتی به این ورودی ها می دهند، بنابراین باید آزمایش کنید تا بهترین راه‌کار را برای خودتان پیدا کنید.

به زمانی که آرام شدید فکر کنید: چه چیزی باعث شد آرامش پیدا کنید؟ شاید به عکس های خانوادگی خودتان نگاه کردید؟ یا به آهنگ مورد علاقه خود گوش دادید یا بوی یک صابون خاص را استشمام کردید؟ شاید نوازش حیوان خانوادگی به شما احساس آرامش می دهد؟

دوباره با احساسات خود پیوند برقرار کنید

طبیعی است که بخواهید از یادآوری یا تجربه مجدد آنچه در جنگ گذرانده اید اجتناب کنید. اما مشکل این است که اجتناب از آن خاطرات باعث از بین رفتن آن ها نمی شود. در واقع، وقتی سعی می‌کنید آن ها را سرکوب کنید، افکار، تصاویر و رویاها حتی می‌توانند تهدیدکننده‌تر و مزاحم‌تر شوند.

تنها راه بهبودی و ادامه دادن این است که دوباره با احساسات خود پیوند برقرار کنید. این کار به نظر وحشتناک می باشد، اما می‌توانید یاد بگیرید که حتی با ناراحت‌کننده‌ترین احساسات خود، بدون غرق شدنِ دوباره در خاطرات، ارتباط برقرار کنید.

یک فضای «امن» ایجاد کنید

به عنوان سرباز، همیشه انتظار دارید که جهان تبدیل به مکانی خطرناک شود. مشکل اختلال استرس پس از سانحه این است که حتی زمانی که در خطر نیستید به شما این احساس را می دهد که گویی هنوز در خطر هستید.

در این شرایط با ایجاد مکان امن خود (جایی ایده‌آل که هم نزدیک و هم راحت است)، می توانید مکانی امن برای عقب نشینی داشته باشید، مکانی که در مواقعی که نیاز به استراحت، مدیتیشن یا کار بروی خاطرات آسیب زا دارید، مفید است.

مکان امن باید مکانی ایمن و خصوصی با دسترسی محدود باشد. جایی که در آن که نگران خطرات بیرونی یا ورود دیگران نیستید.

اتاق خواب، دفتر کار، گوشه ای از حیاط پشتی یا یک جای دنج در خارج از منزل می تواند محل امن شما باشد. مطمئن شوید که این مکان آرام و پاکیزه است و در آن هیچ خبری از قبض‌ها یا کاغذهای استرس‌زا، پروژه‌های ناتمام یا آشفتگی‌هایی که حواس شما را پرت کند، نیست.

شاید بخواهید چیزهایی را به آنجا اضافه کنید که به شما کمک می کند آرامش داشته باشید و احساس خوبی به شما می دهد: برای مثال گیاه، عکس های عزیزان یا پوستر یک مکان مورد علاقه.

مرحله ۳: با دیگران ارتباط برقرار کنید

ارتباط چهره به چهره با دیگران نیازی به صحبت زیاد ندارد. برای هر جانباز مبتلا به PTSD، مهم است که کسی را بیابد که وقتی می‌خواهد صحبت کند بدون قضاوت گوش کند یا وقتی نمی‌خواهد پیش دیگران باشد فقط با او ارتباط برقرار کند.

فردی که برایتان مهم است می تواند یکی از اعضای خانواده، یکی از دوستان شما یا یک دوست که نظامی نبوده، باشد.

داوطلبانه برای هدفی که برای شما مهم است وقت بگذارید یا به سراغ کسی که نیاز دارید بروید. این یک راه عالی برای ارتباط با دیگران و بازیابی حس قدرت و اعتماد به نفس شماست.

پیوستن به گروه پشتیبانی اختلال استرس پس از سانحه و ارتباط با دیگر کهنه سربازانی که با مشکلات مشابه روبرو هستند می تواند به شما کمک کند که کمتر احساس انزوا کنید و نکات مفیدی را در مورد نحوه کنار آمدن با علائم و تلاش برای بهبودی یاد بگیرید.

ارتباط با کسانی که نظامی نبوده اند

ممکن است احساس ‌کنید که کسانی که نظامی نبوده‌اند، نمی توانند شما را درک کنند، زیرا آن ها آنچه شما تجربه کرده اید را ندیده اند. اما باید بدانید که لازم نیست افراد دقیقاً همان تجربیات شما را پشت سر گذاشته باشند تا بتوانند با احساسات دردناک شما ارتباط برقرار کرده و حمایتتان کنند.

مهم این است که شخصی که به او مراجعه می کنید به شما اهمیت بدهد، یک شنونده خوب و منبع آرامش باشد.

لازم نیست در مورد تجربیات جنگی خود صحبت کنید.

اگر آماده نیستید درباره جزئیات آنچه اتفاق افتاده صحبت کنید، اصلاً اشکالی ندارد. شما می توانید بدون گزارش جزء به جزء از وقایع، در مورد احساس کلی خود صحبت کنید.

به طرف مقابل بگویید به چه چیزی نیاز دارید یا چگونه می تواند کمکتان کند.

شاید فقط همنشینی با شما، گوش دادن یا انجام برخی از کارها برایتان مطلوب باشد. همین که فرد مقابل تجربه عاطفی شما را درک کند باعث آسودگی و آرامش شما خواهد شد.

افرادی که به شما اهمیت می دهند را نگه دارید.

آن ها فقط برای این نیستند که یک بار به حرف‌های شما گوش بدهند، بلکه فرصتی مناسب را برای حمایت دائمی از شما ایجاد می‌کنند و اجازه نمی دهند شما در احساسات خودتان فرو بروید.

مرحله چهارم: مراقب بدن خود باشید

علائم اختلال استرس پس از سانحه مانند بی خوابی، عصبانیت، مشکلات تمرکز و پرش فکر می تواند به بدن شما فشار بیاورد و در نهایت بر سلامت کلی شما تأثیر بگذارد، به همین دلیل مراقبت از خود بسیار مهم است.

ممکن است پس از بازگشت از جنگ به سمت فعالیت‌ها و رفتارهایی کشیده می‌شوید که آدرنالین را افزایش می‌دهند، مانند مصرف کافئین، مواد مخدر، انجام بازی‌های ویدیویی خشن، رانندگی بی‌احتیاط یا ورزش‌های جسورانه.

اما اگر انگیزه‌ خود را از انجام آن ها دقیقاً تشخیص دهید، می‌توانید انتخاب‌های بهتری نیز داشته باشید که بدن و ذهن شما را آرام نگه دارد.

زمانی را برای استراحت اختصاص دهید. تکنیک های تمدد اعصاب مانند ماساژ، مدیتیشن یا یوگا می تواند استرس، علائم اضطراب و افسردگی را کاهش داده، به خواب بهتر کمک کرده و احساس آرامش و رفاه را افزایش دهند.

راه های ایمن برای تخلیه هیجان پیدا کنید.

به یک کیسه بوکس یا بالش مشت بزنید، دوی استقامت انجام دهید، همراه با موسیقی با صدای بلند آواز بخوانید، یا جایی خلوت برای فریاد زدن پیدا کنید.

با رژیم غذایی سالم از بدن خود محافظت کنید.

امگا ۳ نقش حیاتی در سلامت عاطفی ایفا می کند، بنابراین غذاهایی مانند ماهی چرب، دانه کتان و گردو را در رژیم غذایی خود بگنجانید. غذاهای فرآوری و سرخ شده، قندها و کربوهیدرات های تصفیه شده را که می توانند نوسانات خلقی و نوسانات انرژی را تشدید کنند، محدود کنید.

به اندازه کافی بخوابید.

کم خوابی، خشم، تحریک پذیری و بدخلقی را تشدید می کند. هر شب ۷ تا ۹ ساعت خواب را برای خودتان برنامه ریزی کنید. برای زمان قبل از خواب خود تشریفات آرامش‌بخشی ایجاد کنید، مانند گوش دادن به موسیقی آرام بخش، دوش آب گرم گرفتن یا خواندن چیزهای ساده و سرگرم کننده.

حداقل یک ساعت قبل از خواب صفحه نمایش گوشی یا تلویزیون خود را خاموش کنید و اتاق خواب خود را تا حد امکان تاریک و ساکت کنید.

از مصرف الکل و مواد مخدر (از جمله نیکوتین) خودداری کنید.

روی آوردن به مواد مخدر و الکل برای حس نکردن خاطرات دردناک و خوابیدن می تواند وسوسه بر انگیز باشد. اما سوء مصرف مواد می تواند علائم اختلال استرس پس از سانحه را بدتر کند.

همین امر در مورد سیگار نیز صدق می کند. در صورت امکان، سیگار را ترک کنید و برای ترک الکل و مواد مخدر کمک بگیرید.

منبع : اختلال استرس پس از سانحه در سربازان

تعداد صفحات : 43

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 435
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه